اولاد ذكور نداشتند عهدهدار شدند . وى در سال 1338 موفق به اخذ ليسانس ادبيات فارسى از دانشسراى عالى تهران گرديد ، و از آن سال تاكنون به تدريس ادبيات در دبيرستانها اشتغال دارد و به سرودن غزل عشق مىورزد . ذيلا نمودارى از سرودههايش نقل مىشود :
شهره شد عشق و وفاى من و پروانه و شمع * مرد ره نيست سواى من و پروانه و شمع
هر سه در راه غم عشق فتاديم ز پا * عالمى داشت فناى من و پروانه و شمع
در دل ما همهشب تا به سحر غمها بود * برنشد گرچه صداى من و پروانه و شمع
كوه سنگيندل ازين غم به فغان مىآمد * گر شبى بود به جاى من و پروانه و شمع
خلق ازين گوش و بدين هوش نيارند شنيد * سخن و ساز و نواى من و پروانه و شمع
كس چه داند كه سرانجام چهها رفت به ما * داند اين راز خداى من و پروانه و شمع
غم ازين بيش دگر غمكدهء دهر نداشت * ور نه مىريخت به پاى من و پروانه و شمع
درد ما جز به غم عشق نگردد درمان * درد ما بين و دواى من و پروانه و شمع
كى شود جاى خدا تا كه نسوزد دل كس * غير از اين نيست نداى من و پروانه و شمع
جان و سر هر دو نهاديم به كف بهر نثار * مردمى بين و صفاى من و پروانه و شمع
وصل گلها همه ارزانى بلبل « دهقان » * سوز و ساز است براى من و پروانه و شمع
*
مى به كف خنده به لب بزم طربساز امشب * مرغ دل آمده از شوق به پرواز امشب
پسته و لوز و قطاب و مزه و بادهء ناب * در عيش و خوشى و ناز و نعم باز امشب
تار و سنتور و سهتار و دف و نى فصل بهار * كر كند گوش فلك چهچهه آواز امشب
قاصد خوشخبرى آمد و آورد پيام * كه به منزل كندم دوست سرافراز امشب
مىدمد كوكب بخت از افق عشق و اميد * مىشود زندگى تازهام آغاز امشب
همت اى بخت همايون كه به صد جلوه و ناز * آيد آغوش من آن لعبت طناز امشب
همه اسباب طرب هست مهيا « دهقان » * بايدم شكر به درگاه سببساز امشب
خندهء اشك
قطره اشكى از مژه غلتيد و رفت * راه ژرفاى فنا پوئيد و رفت