تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
از اوست :
دورى گزيده‌اى و گل باور منى * شادىفزاى سينهء غم‌پرور منى ياد من است بىگل رويت در اشتياق * چون بوى گل هميشه تو در خاطر منى چون گَرد غم به بدرقهء كاروان عمر * گاهى به ره نشينى و گه بر سر منى شادم كه در كشاكش امواج بحر اشك * اى نور ديده ! گوهر چشم تر منى تا ماه راهِ دل نزند زين فسونگرى * در شام بىستارهء غم ، اختر منى جان و تنم در آتش خوناب ديده سوخت * اى دل ! تو آتش دل خاكستر منى « كاسب » بگو به كولى تنهاى راه عشق ! * زينت‌فزاى هر ورق دفتر منى
آواز دست‌هايت
با هاىهاى صبحدم باران * آواز دست‌هاى تو مىآمد از خندهء شكفتن ميخك‌ها * بوى صداى پاى تو مىآمد
*
وقتى نسيم نم‌زده مىخنديد * بوى نشاط دست تو مىپيچيد در ديدگان پنجره‌ها تا صبح * راز نگاه مست تو مىپيچيد
*
وقتى كه دست‌هاى تو مىلغزيد * بر گردن دعاى سحرگاهان از خلوت صفاى تو مىآمد * بوى دعا و زمزمهء باران
*
ديريست دست‌هاى تو را ديگر * بوى ترانه‌خيز بهاران نيست ديريست آشيانهء چشمم را * رؤياى رقص و شادى باران نيست
*
ديريست در كنارهء اين شب زار * آواز دست‌هات نمىآيد بر دوش روز خستهء بىفرياد * گرماى دست‌هات نمىپايد
*
ديشب نگاه گرم تب‌آلودم * در گوش شب ترانهء ماتم داشت در پايكوب هلهلهء مهتاب * رؤياى دست‌هاى تو را كم داشت
تذكره شعراى يزد — صفحة 379 | عباس فتوحى يزدى