كاسب
عزيز اللّه فرزند محمّد به سال 1319 شمسى در يزد چشم به دنيا گشود تحصيلاتش را تا اخذ ديپلم در رشتهء ادبى در زادگاهش به پايان برد ، و پس از موفقيت در امتحان ورودى دانشگاه ليسانس خود را در رشتهء زبان و ادبيات فارسى بدست آورد و پس از بيست و پنج سال تدريس مداوم در دبيرستانها بنا به تقاضاى خود بازنشست گرديد . وى علاوه بر طبعى روان در سرودن شعر ، نويسندهاى توانا است . ذيلا نمودارى از آثار و اشعار او نقل مىشود :
آثار چاپشدهء وى عبارتند از : 1 . زمينههاى طنز و هجا در شعر فارسى در ده جلد كه دو جلد آن چاپ شده و بقيه در جريان نشر است . 2 . شخصيت فرد در نظام فردى ( بررسى مسائل اجتماعى تاريخ ايران ) 3 . قصه دندان - شعر . 4 . آينه حيرت - نقد آثار شعرى خيام . 5 . نقد كليله و دمنه . 6 . آينهء شوق - نقد دوبيتىهاى بابا طاهر .
7 . آينهء سوم - نقد و بررسى ديوان حافظ . 8 . سعدى در گلستان - نقد و بررسى گلستان سعدى . 9 . بوستان در آينه - نقد بوستان سعدى . علاوه بر اين كارهائى در جريان انتشار دارد از جمله نقدى بر ديوان شمس تبريزى و اينجا نمونههائى از اشعار او نقل مىشود :
تو آمدى و به جانم نشست ذوق وصالى * چه روزها كه نشستم در آرزوى وصالى
مرو كه مردم چشمم در آرزوى تو خون شد * بيا كه رفت مرا طاقت از خيال تو حالى
شب فراق توام مىكشد به صبح قيامت * كه در فراق نه ماهى معين است و نه سالى
نشستهام ز بلاى زمانه سربهگريبان * مگر به ياد تو يابم ز روزگار مجالى
ز نقش وصف تو بوئى شنيده است خيالم * چه سالهاست كه خو كردهام به بوى خيالى
كمال نقص خود از آيت كمال تو ديدم * به هرچه مىنگرم باز منتهاى كمالى
چو جلوهگاه خداى تو در هماى تو ديدم * چه حاجت است كه نقشى زنم ز لوح غزالى
به ياد روى تو در خاطرم ملال نگنجد * قتيل عشق تو را نيست در خيال ، ملالى
مبارك آمدى اى آفتاب كشور خوبى * دعاى خير منت باد ، كز زمانه ننالى
*
نيمهشب بوى تو بر رؤياى مهتابم نشست * پرتو روى تو در آئينهء آبم نشست