بهر وجود تو جهان شد پديد * كس نرود از دَرِ تو نااميد
آنكه بُوَد دشمن تو كافر است * عشق تو از هر دوجهان بهتر است
در كرم و بخشش و جود و سخا * نيست كسى مثل تو اى مرتضى
شافع مردم به قيامت توئى * مجرى انصاف و عَدالت توئى
با كرم خويش تو رفتار كن * رحم به اين عبد گنهكار كن
شاد ز عشق تو دل « مجمر » است * گفتهء تو گفتهء پيغمبر است
طغرا يغمايى
حاج ابو القاسم طغرا يغمايى دومين فرزند يغماى جندقى و از نوادگان ميرزا احمد صفائى است وى در اوّل ديماه 1302 شمسى در خور به دنيا آمد ، و سالها در آموزشوپرورش به شغل دبيرى اشتغال داشت . او شاعرى زبردست و توانا و در سرودن شعر استاد است . در اينجا نمونهاى از اشعارش نقل مىشود :
به كار خويشتن حيرانم امشب * پريشانحال و سرگردانم امشب
چرا همچون شبان پيش نايد * خدايا خواب در چشمانم امشب
جهان با اين فراخا شد به من تنگ * نمايد بدتر از زندانم امشب
سرود شادى از طبعم نخيزد * ز جان خيزد همه افغانم امشب
به ياد دوستدارانى كه رفتند * چو نى مىنالم و گريانم امشب
پناهى ننگرم زين جان شكر غم * زبون در ششدر هجرانم امشب
ندارد درد هجران چاره جز وصل * فغان زين درد بىدرمانم امشب
سرود غم مگو « طغرا » از اين بيش * كه افكندى شرر در جانم امشب
غزل
گذشت با غم و اندوه زندگانى من * تباه شد به عبث دوره جوانى من
كجا شد آنهمه شادابى و نشاط كه بود * پديد از آن رخ گلفام و ارغوانى من
اگرچه نيست مرا شصت سال ليك ببين * نشان پيرى و ضعف از قد كمانى من
بجاى آنهمه شادابى زمان شباب * به چشم سر بنگر چهر زعفرانى من