تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
اى هاشمى رسيد اجل عمر شد تباه * الحال وقت رفتن و نامه پر از گناه هشتاد سال عمر نمودى و عاقبت * يكدم نگشت كار جهانت به دلبخواه هشتاد سال عمر به بيهوده شد تلف * يكدم نبوده فكر سفر نى به زاد راه خوف از گنه نداشته ، دارى اميد عفو * بخشد گناه خلق به روز جزا إله سال وفات خويش بگفتيم با يكى * و اصل شده به رحمت حق نامه سياه
ماده تاريخ وفات وى مصرع آخر + 1 مىباشد . قمرى 1367 1 + 1366

واعظ يزدى ( شهودى ) « 1 »

حاج شيخ عبد اللّه فرزند مرحوم غلامرضا متخلص به شهودى از وعاظ نامى و گويندگان معاصر بوده كه در سال 1287 شمسى در مهرجرد يزد به دنيا آمده است او عمر خود را در تحصيل علوم اهل البيت عليهم السلام و تبليغ معارف اسلام صرف كرد . تأليفاتش عبارت است از 1 . رساله‌اى در منطق به فارسى 2 . رساله‌اى در رد فلاسفه و صوفيه كه تاكنون دو جلد آن به نام معارف القرآن بچاپ رسيده 3 . رساله‌اى در مطالب متفرقه و اشعارى كه تمام آنها خطى و به چاپ نرسيده است او به سال 1370 شمسى به رحمت حق پيوست . اشعار زير در توسل به حضرت ولى عصر ( عج ) از اوست : مخمس
اى صبح ازل از گل روى تو هويدا * شام ابد از سنبل گيسوى تو پيدا اى سنبل و گل بلبل دل واله و شيدا * مثل تو بود بر دل‌وجان سرو هويدا اى چهره و خال و خط تو صفحهء قرآن * اى از دهنت چشمهء حيوان شده سيراب وز طرّهء پرتاب تو دلها شده بىتاب * لعل لب تو در دوجهان گوهر ناياب روى تو و ابروى توام قبله و محراب * جز سوى تو جانا نبود روى محبّان رخسار تو بر اهل جنانست جنان‌بخش * گفتار تو بر جان و روانست روان‌بخش
هامش
( 1 ) . ص 196 از كتاب گنجينهء دانشمندان