اول دفتر به نام ايزد دانا بگويم * بعد از آن حمد و ثناى خالق يكتا بگويم
باز مىخواهم كه وصف حضرت مولا بگويم * اين سخن پنهان نباشد بلكه بر اعلا بگويم
تا زبان اندر دهانم هست اين گويا بگويم * هرچه گويم وصف آن داماد پيغمبر نگفتم
هرچه گويم از على آن ساقى كوثر نگفتم * هرچه گويم جنگ صفين فتح خيبر را نگفتم
هرچه گويم من ز مردان وصف حيدر را نگفتم * از هزاران وصف او اينك از اين يكتا بگويم . . . الخ
*
خواهم كه كنم نعت و ثنا دفعهء ديگر * بر شاه غنى و فقرا دفعهء ديگر
بر دست خدا شير خدا دفعهء ديگر * تقديم كنم مدح و ثنا دفعهء ديگر
شاهنشه و شاه دو سرا حيدر صفدر * هرچند كنم مدح و دهم حمد و ثنايش
و اللّه كم است هرچه بگويم ز برايش * گر جان همه عالم گردد به فدايش
نبود همه در مرتبه و قدر و بهايش * فريادرس روز جزا حيدر صفدر
هم صاحب جود و كرم و دست سخا اوست * هم صاحب فضل و شرف و بحر عطا اوست
تقسيم كن روزى بر شاه و گدا اوست * نتوان كه بگويم كه على مثل خدا اوست
لشكرشكن و شير خدا حيدر صفدر * بر خضر نبى همره و همراه تو بودى
بر يوسف و زندان بلا جاى تو بودى * عيسى به سر دار فنايش تو ربودى
بر جان خليل آتش سوزان تو زدودى * بودى همهوقت و همه جا حيدر صفدر
يعقوب و هم ايّوب و آن صبر فراوان * آن آدم و آن نوح و آن كشتى طوفان
آن حضرت داود با صوت خوشالحان * آن بارگه حشمت آن تخت سليمان
بودى همه را راهنما حيدر صفدر * آن حضرت هود و آن يونس و ماهى
فرعون كه مىكرد دعوى خدائى * يوسف كه به مصر آمد و او كرد چو شاهى
موسى تن تنها و بدست چوب و عصائى * آن معجزهء دست و عصا حيدر صفدر
اى پور ابو طالب و داماد پيمبر * هرچند كنم مدح تو را هست فزونتر
از مرتبه و شأن و كرامات تو يكسر * اى كاش كه در كرب و بلا دفعهء ديگر