انشاد نظم و نثر عربى و فارسى مهارتى بسزا داشت و در دورههاى مختلف نماينده مجلس بوده است . ذيلا نمودارى از اشعارش نقل مىشود :
غزل
با هركه ما ز راه وفا دست دادهايم * از دست بىوفائيش از پا فتادهايم
زلفين تو به بردن دل عهد بستهاند * ما زان ميان به خال لبت دل نهادهايم
درهاى خانه بر عسس حيلهباز ، باز * ما بازهم به غفلت و سرمست بادهايم
در عرصهء سياست ره بسته بر وزير * شهمات و ما ز اسب سعادت پيادهايم
سرنيزه كى ملاحظه دارد ازين كه ما * نوشيروان نواده و سيروسزادهايم
آزادى
ايران چو بهشت اگر شود ز آبادى * وين خلق ز غفلت به نشاط و شادى
يكباره ز سرحد بگريزد به شتاب * اين مسكنت و جهالت و شيادى
آن زندگى قديم از سر گيرد * با آنهمه عزّ و شوكت اجدادى
گسترده شود بساط عدل موهوم * منسوخ شود رسوم استبدادى
در صنعت و اختراع و در علم و هنر * هركس برسد به رتبهء استادى
در هر بلدى كرورها مليونر * پيدا شود از عوايد افرادى
صرافى و بانك و شركت و ربح و نزول * بالا رود از تصاعد اعدادى
امنيت و انتظام حاكم گردد * آرامش معمولى و سبك عادى
گر گشت مشبّك ز خطوط آهن * سرتاسر و گوش تا به گوش اين وادى
تاريك شد اين فضا به دود فابريك * آباد شد اين معادن شدّادى
از قوه برق شد شب ما چون روز * شايستهء قرن بيستم ميلادى
گر بسته شود در برِ انهار و جبال * صدها سدّهاى محكم فولادى
اندر بر من هيچ نمىارزد هيچ * گر اينهمه بود و مى نبود آزادى
هرندى
نامش محمّد فرزند حاج اكبر آقا به سال 1302 شمسى قدم به عرصه حيات