مرا غزال من ، آوارهء بيابان كرد * بگو تو صيد منى ، يا كه من شكار توام
بخال دوست بگفتم ، كه روسياهى ، گفت * چرا سياه نباشم كه روزگار توام
نشان ز گرمى يك بوسهام ، كه يادت نيست * هنوز پارهاى از قلب داغدار توام
« فرشتهام » ز بهشت آمدم بعالم خاك * براى گندم خال تو - خاكسار توام
*
يارى كه دلم به او گرفتار شده است * بنگر كه چگونه مردمآزار شده است
دل در غم او خون شد و اين نيز كم است * چون با همهكس بتازگى يار شده است
آيت الهى
مرحوم حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد آيت الهى فرزند مرحوم سيّد محمد آيت الهى در دوازدهم ذىالحجه 1335 قمرى در خانوادهاى از اهل علم و تقوى ديده به جهان گشود و پس از فراگيرى علوم قديم و جديد در سال 1315 شمسى موفق به اخذ ديپلم در رشتهء تجارت گرديد . او پس از فوت پدر به سردفترى اسناد رسمى و ازدواج اشتغال ورزيد و همواره در تبليغ دين اسلام كوشا بود وى داراى تأليفاتى از جمله راه بهشت ، گنجينهء جواهر ، ازدواج و . . . مىباشد كه پارهاى از آنها به چاپ رسيده است . مشار اليه در هفتم بهمن 1368 شمسى بدرود حيات گفت قطعهء زير را به مناسبت عيد غدير سروده است :
برخيز به شادى تو كه اين عيد غدير است * امروز على ( ع ) بر همه آقا و امير است
آن حج وداعى كه به پا داشت پيمبر * با جاه و جلال و عظمت آن سر و سرور
هفتاد هزار آنهمه از حاج مسلمان * در سير و سفر پيش و پس سيد خوبان
بشنو تو در آنگاه كه در جحفه رسيدند * پهلوى غدير خُم آنجا كه چه ديدند
جبريل بيامد ز برحق و بياورد * بشنو كه چهها گفت و چهها گشت و چه آورد
منزل بنمود احمد و درداد ندائى * كاى رفته پس آ ، مانده بيا خلق كجائى
فرياد برآمد كه نگهدار نگهدار * منزل بنمودند در آنجا همه يكبار
جبريل چه آورده يكآيهء قرآن * زان دشت و خلايق همه مات و همه حيران
آن چيز كه گفتم تو بر خلق رسانش * در حفظ خداوندى و در حصن امانش