من با مقدرات ندارم سر ستيز * از آنچه قسمت است كجا مىتوان گريز
هرچند عمر رفت خطا نيز رفت نيز * « چون احمدم شفيع بود روز رستخيز »
« گو اين تن بلاكش من پرگناه باش » * دل منتظر به مهدى زهراى اطهر است
چشمم بدان اميد كه بازآيد از در است * از ما مباد هركه ورا فكر ديگر است
« آن را كه دوستى على نيست كافر است » * « گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش »
اى جان عالمى به فداى تو يا على * خواهيم سر نهيم به پاى تو يا على
در روز حشر ما و لواى تو يا على * « امروز زندهايم به ولاى تو يا على »
« فردا به روح پاك امامان گواه باش » * قسمت اگرچه نيست تو را مكه و منا
از كوه مروه سعىكنان جانب صفا * يا سر نهى به تربت سالار كربلا
« قبر امام هشتم و سلطان دين رضا » * « از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش »
خوش آنكه بندگى به خفا روز و شب كند * تسبيح حق به نيمهء شب وِرد لب كند
بهر رضاى حق نه براى رطب كند * « مرد خداشناس كه تقوى طلب كند »
« خواهى سفيدجامه و خواهى سياه باش » * اى خامه رحم بر دلنازك چو شيشه كن
بر صفحه آنچه گويمت آن را كليشه كن * « طالع » تو مدح آل على را هميشه كن
« حافظ » طريق بندگى شاه پيشه كن » * « وانگاه در طريق ، چو مردان راه باش »
در نعت حضرت ابا عبد اللّه الحسين ( ع )
اى سليل مصطفى آل عبا را پنجمين * اى كه عالم شد ز يمن مقدمت رشك برين
ركن سوم صدر نه ايوان دين احمدى * زادهء شير خدا محبوب ربالعالمين
سبزپوش هل اتى پروردهء دست نبى * معنى شمس الضحى فرزند خير المرسلين
ماهروى و مشكبوى و حسنخوى و نيكپى * رازدار و راستكار و نيكعبد و پاكدين
هستى از نور جمالت در ضيائى بىزوال * مادر گيتى به يمنت زد بمرفق آستين
عالمى اندر تعجب كيست اين موجود پاك * مهدجنبانيش را بنموده جبريل امين
اى شجاعان جهان را افتخار سرورى * اى سلاطين جهان بر خاك ايوانت جبين