تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣

فرشتهء رياضى

فرشته فرزند مرحوم دكتر سيّد كاظم رياضى به سال 1328 متولد شد و در خانواده‌اى اصيل و ادب‌دوست پرورش يافت از زمان كودكى به سرودن شعر همت گماشت . از انواع شعر بيشتر به غزل علاقه دارد و معتقد است كه در شعر امروز بايد از مضامين نو و بديع استفاده شود . او تحصيلات خود را در رشتهء حقوق به پايان رسانيده و كتابى مختلط از نظم و نثر در دست چاپ دارد . اشعار زير از اوست : غزل
ما عاشق و ديوانه و پيمانه بدستيم * از خود شده بيگانه و معشوقه پرستيم بر سرزنش خار سر و دست فشانديم * زان روز كه در پاى گل از پا ننشستيم بر ما مكنيد عيب كه در دايرهء عشق * دل بر سر آن طرهء آشفته ببستيم ديوانه و افسانهء شهريم و بسوزيم * زان رو كه چرا توبه نموديم و شكستيم امروز نگشتيم اسير سر زلفت * ما بسته به اين سلسله از روز الستيم در راه دل از هيچ مينديش و مپرهيز * ما نيز در اين باديه همراه تو هستيم
*
دل با من و من با دل ديوانه‌ام امشب * آوخ چه سخنهاست بجانه‌ام امشب راز نگه است آنچه ميان من و يار است * اى غم تو برون شو دگر از خانه‌ام امشب چشمان تو افسانهء هستى من و من * سرمست از اين هستى افسانه‌ام امشب تو باده‌اى و درد نگاهت بدل من * غم ريزد و من سرخوش پيمانه‌ام امشب تو شعرى و رازى و گريزنده خيالى * من اشكم و اندوهم و ديوانه‌ام ، امشب شور غزل و سوزش شمع و دل بيمار * ياران همه جمعند به كاشانه‌ام امشب اى مايهء غم با همه پيمان‌شكنىها * بازآى كه من بر سر پيمانه‌ام امشب ياران زچه‌رو گرد من آئيد كه ديگر * جز با نگهش با همه بيگانه‌ام امشب
*
مرو مرو كه چو زلف تو ، بىقرار توام * بيا بيا كه همه‌شب ، در انتظار توام بقلب لجه خونم ، بمژه قطرهء اشك * اگر كه خونم اگر اشك شاهكار توام در آسمان تو و من در زمين ببين اى ماه * چقدر فاصله داريم و در كنار توام