مادر
در گوش من ترنّم باران نوبهار * در قلب من شرارهء خورشيد زرنگار
بر روح من نسيم پيامآور صفا * بر جان من گذارگه نرم جويبار
چشم مرا فروغ و زبان مرا كلام * پشت مرا صلابت جاويد كوهسار
در شام من ستارهء من كهكشان عشق * در راه پرمخاطرهام يار غمگسار
آتش به جان خستهء ايام اضطراب * مرغ سحر ترانهء شبهاى انتظار
چشم و چراغ تكتك گلهاى بوستان * بادا فداى چشم تو صد نرگس خمار
حاصل چه شد ز رنج شب و روز باغبان ؟ * گلها ز بهر بلبل و بر دست زخم خار
با مكر باد غنچه جدا مىشود ز شاخ * با فتنهء خزان سر گل مىرود به دار
سرخ از شكوفههاى بهارى شده نسيم * زرد از فروغ گل رخ پائيز داغدار
« فانى » كه دور چرخ چنين ديد شد خموش * زيبنده است بر سرت اين تاج افتخار
غزل
غرق خون است و بدور است ز ساحل چه كند ؟ * دل صدپارهء درماندهء غافل چه كند ؟
هركه يكبار تو را ديد به تب مىسوزد * آنكه كرده است سر كوى تو منزل چه كند ؟
مركب هجر بتازى ، ز پىات عاشق زار * سر خود گر نزند بر در محمل چه كند ؟
او كه وصل تو نديده است و نبيند همه عمر * گر نباشد به غم هجر تو خوشدل چه كند ؟
دورى و درد و غم و طعنهء جانسوز رقيب * سائل كوى تو با اينهمه مشكل چه كند ؟
هركه چون خار به ديوار گلستان روئيد * دست كوته ز گل و پا شده در گل چه كند ؟
خنجر از دست بنه « فانى » و آسوده بگير * لشكر آه دلت با صف باطل چه كند
ايضا
به فكر و ذكر تو هستم كه تو بهانهء عشقى * ز نغمههاى تو مستم كه تو ترانهء عشقى
تجسّم غم هجران و شادمانى و صلى * تو لحظههاى طربزاى آنچنانهء عشقى
براى عشق نباشد زمانهاى و زمانى * تو يادگار خوشيهاى آن زمانهء عشقى
عروس و لؤلؤ و مرجان سكوت و خشمى و طوفان * خروش و همهمهء بحر بىكرانهء عشقى
رديف و وزن و تخلص به شعر زندگى من * تو شاهبيت غزلهاى عاشقانهء عشقى