تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
به فرياد جگرسوزش به آه آتش‌افروزش * هزاران خفته را بيدار و بينا مىكند زينب به رفتارش به گفتارش به صبر حيرت‌انگيزش * جهان را واله و مبهوت شيدا مىكند زينب به هر اشكى نهال انقلابى تازه مىكارد * هماره گلشن حق را شكوفا مىكند زينب پيام سرخ عاشورا به هر گوشى همىخواند * شكست دشمن حق را هويدا مىكند زينب نبود ار خطبه‌هاى او برفت از ياد عاشورا * به دلها ياد ثار اللّه احيا مىكند زينب برس يا رب به داد دختر آزادهء زهرا ( س ) * كه پىدرپى ز سوز دل خدايا مىكند زينب ببين صبر عظيمش را كه در هر منزلى بر نى * سر پاك برادر را تماشا مىكند زينب همىبيند كه شلاق ستم هردم فرود آيد * به جسم كودكان ، امّا مدارا مىكند زينب ز غُل بر گردن بيمار هر زخمى پديد آيد * به اشك چشم و خون دل مداوا مىكند زينب گل روى يتيمان را كه مىسوزد ز بىآبى * به موج اشك خود شاداب و زيبا مىكند زينب « شفق » گر چند مىتابى نباشد اين فروغ از تو * كه شعرت را ز نور خود دلارا مىكند زينب
رباعى
اى دوست پريشان پريشانم كن * مستم كن و محوم كن و ويرانم كن يك شعله ز جلوه‌هاى شورانگيزت * در من زن و كوه آتش‌افشانم كن
تذكره شعراى يزد — صفحة 321 | عباس فتوحى يزدى