شدستم رهسپار كوى دلدار * به امّيدى كه ما را هم دهد بار
بُود آلوده جانى را پذيرد ؟ ! * چو من افتادهاى را دست گيرد ؟
درين درگه مطيعان را نوازند * گنهكاران و محرومان چه سازند
منم بيچارهاى از دوست رانده * گنهكارى ذليل و خوار مانده
اگر دستم نگيرى نيست را هم * پناهم گر نباشى بىپناهم
مرا شوق و اميد از منزلى دور * كشانده سوى تو مشتاق و رنجور
عجب ! با اينهمه امّيدوارى * اگر ما را به خود تنها گذارى
رضا اى كعبهء آمال امّيد * مكن ما را ز لطف خويش نوميد
رضا اى مظهر الطاف دادار * بكن رحمى بر اين جان گرفتار
چو خوان رحمتى گسترده دارى * مشو راضى مرا ضايع گذارى
گدائى چشم بر درگاه و دلريش * مروت نيست رانى از دَرِ خويش
فاطمه زهرا ( س )
اى صفاى بهار و روح قيام * اى فروغ دو ديدهء اسلام
در جلالت شبيه پيغمبر ( ص ) * در طهارت چو مقتداى انام
گر نبودى على ( ع ) نبودت كفو * در جميع طوائف و اقوام
چه مقامى ترا بود كه نبى * بوسدت دست و بويدت اندام
جان فدايت كه مادر پدرى * با پدر در مسير دين همگام
در رضايت ، رضايت داور * خشم تو خشم ايزد علّام
اين تو را فخر بسكه مىباشى * دختر مصطفى و ام امام
چون عليه ستم بپاخيزى * تيغ تيز زبان كشى ز نيام
در عبادت شوى چو مستغرق * مات مانند انبياء عظام
چون به محراب پا نهى ، رويت * مىدرخشد چو مهر زرّينفام
برگزيده خداى مريم را * بر زنان زمان خويش تمام
ليك حقّ ، برگزيده است ترا * بر زنان ، از نخست تا فرجام
اى بهين بانوى جهان زهرا ( س ) * بر تو از ما درود باد و سلام