تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
تا با تو من دلبسته‌ام زار و پريش و خسته‌ام * بىغم دمى ننشسته‌ام درد مرا مىكن دوا اى دلبر فرزانه‌ام از عشق تو ديوانه‌ام * از خويشتن بيگانه‌ام با درد و محنت آشنا باشد مرا اين آرزو تا با تو گردم روبرو * شرح غمت را موبه‌مو يك‌يك شمارم در خفا اى گل‌عذار سيم‌تن شكّرلب شيرين‌سخن * « مجذوب » را از خويشتن برگو چرا سازى جدا

رضويه

درخشنده خانم رضويه دختر مرحوم سيّد مرتضى نواب رضوى ثانى ( و او فرزند ارشد مرحوم ميرزا محمّد صادق نواب رضوى بزرگ ) مشار اليها در بيستم ماه جمادى الثانى سال 1291 هجرى قمرى ولادت يافته ، و در چهارده ماه صفر 1376 هجرى قمرى وفات نموده است . آن مخدره در جمال و كمال بين اقران و امثال ممتاز ، و در بيان فوق‌العاده فصيح و بليغ ، و به تاريخ و ادبيات و لغت محيط و داراى طبعى موزون ، و در شئون دينى بسيار مراقب و متعصب و عميق ، و در انجام وظايف مذهبى توفيق عظيمى داشته ، به وظائف دينى و عبادت بيش از همه چيز پايبند بوده است اشعار زير از اوست : قصيده
تو خداوند فرد يكتايى * از ضمير خلايق آگاهى هم خبير و بصير و ستّارى * هم كريم و رحيم و غفّارى هست عصيان ز حدّ و حصرم بيش * ره دوزخ گرفته اندر پيش من گرفتار نفس امّاره * بسته هر سو به من ره چاره اى خداوند كردگار رحيم * برهانم ز دست ديو رجيم بار الها همىدهم قسمَت * به بزرگى و بخشش و كرمت به نبى و به دوستان نبى * به على و به شيعيان على به امامان سلالهء حيدر * كه تمامند شافع محشر به رسول و به آل پاك رسول * به بتول و به نسل طهر بتول كه به‌سويم نظر به رحمت كن * دوزخم را بدل به جنّت كن