ظريفزادهء يزدى
نامش محمّد كه در بهمنماه 1315 چشم به دنيا گشود . تحصيلات ابتدائى خود را در زادگاهش يزد و دوران متوسطه را در كرمان به پايان رسانيد و سپس موفق به اخذ ليسانس حقوق از دانشگاه تهران گرديد و پس از آن باستخدام دادگسترى درآمد و در مدّتى بس كوتاه در اثر سرطان خون در سال 1343 شمسى رخت از اين جهان بربست . وى نيز بسرودن شعر علاقه داشته است . اخيرا آقاى حامى كه از دوستان او بوده ديوانش را بنام سرودسازان منتشر كرده است . ذيلا نمونهاى از اشعارش نقل مىشود :
بر آخرين برگ دفتر خاطرات جنگ
همواره با خيال تو رفته است خواب من * اى شبچراغ راه من اى ماهتاب من
تا من نويسم اين ورقِ ديگر اى دريغ * فرصت نمىدهند دو چشم پرآب من
*
اينجا غريو ماتم توپ است و دور تر * اين كشتهها كه مىنهد اندر دلم غمى
تنها منم ازين همه خون خفتگان جنگ * بيدار و نيست وه كه اميدم به يكدمى
*
از راه مىرسد شب و اين رشتههاى غم * در رنگ جاودانهء آن مىشود كبود
و آن گوشههاى دور افق ماه مىپرد * چونان كبوترى كه پيامآور تو بود
*
سر مىنهم به سنگى و ميارمت به ياد * آنجا كنار بركهء آرام و پرشكيب
آنجا كه بارها به لبت بوسه كاشتم * آنجا كه مىكشيد تب عشق ما لهيب « 1 »
*
اينك دوباره ياد تو در خاطرم رود * ياد شبى كه رفت در آن آخرين نگاه
فردا از آن ماست قسم مىخورم به عشق * گفتى و ريخت اشك تو بر چهر شامگاه
*
هامش
( 1 ) . گرمى آتش ، زبانه آتش