تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
چون درختى است حيات * چشم ما در نگهى خسته و مات برگ را مىبيند * روى هر برگ يكى نام و به افتادن آن مرگ را مىبيند * چشم ، بىهمرهى عقل به قاضى رفته است كور گم‌گشته و بازنده و راضى رفته است * برگ را ديده كه ريزند به حكم داور ريشه را هيچ نديده‌ست و ندارد باور ! * چون درختى است حيات ريشه در بستر جاويد زمان گسترده است * از ازل بوده و هست مىشود دست‌به‌دست * برگها مىريزند برگها مىرويند * نسلها مىميرند نسلها مىآيند

علومى يزدى

مرحوم حاج شيخ احمد فرزند مرحوم حجة الاسلام آخوند ملا محمّد حسين اردكانى بسال 1319 قمرى به دنيا آمد . پس از تحصيل مقدمات صرف و نحو و فقه و اصول و منطق و معانى و بيان و تفسير نزد پدر خود و ساير اساتيد فن بعتبات عاليات تشرف حاصل نموده و مدّت هفت سال و كسرى از محضر اساتيد گرامى درك فيض نموده است و پس از فراغت به امر پدر خود به يزد مراجعت كرده و سرپرستى حوزهء علميه يزد و تدريس علوم دينيه و امامت جماعت دو مسجد