تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
شعلهء داودى صبور هم امشب * از نفس سرد تندباد فرومرد
*
در شب ميلاد مهر در شب يلدا * نام تو اى نور پاك همدم من بود در دل شب از وفاى عهد سپيده * بين من و اختران هزار سخن بود
*
ديدهء شب‌زنده‌دار اختر شعرى * خسته و خونين بسان چشم تر من چهرهء ماه آيت كدورت و اندوه * باغ خزان ديده همچو برگ و بر من
*
خامشى اى مهر پاك تا كى و تا چند ؟ * از پس صد پرده ابر نغمه بخوان باز قلب هزار آفتاب مىتپد از شوق * نام تو را اى بزرگ چون دهم آواز

حسين مضطرزاده

حسين فرزند محمّد مضطر ، شاعر سابق الذكر شهرت و تخلصش مضطرزاده . متولد سال 1285 شمسى ، شغلش كارمند دارائى يزد ، تحصيلاتش خواندن و نوشتن فارسى و آشنا به زبان عربى بوده . ديوانى دارد چاپ نشده ، ولى مجموعه‌اى از اشعار خود را به نام زبدة الاشعار به سال 1325 شمسى به چاپ رسانده و در سال 1352 شمسى بدرود حيات گفته است . نمونه‌اى از اشعار او آورده مىشود : *
عاشقى كز آتش هجران بسوزد خرمنش * واى بر حالش اگر معشوق باشد دشمنش هركه را يارى است بىمهر و وفا و سنگدل * در نظر همچون شب يلداست روز روشنش اى خوش آن عاشق كه چون خواهد دهد جان در جهان * ناگهان بيند رخ معشوق وقت مردنش در دم مردن اگر عاشق نبيند روى يار * شرح نتوان داد كس ، از سختى جان‌كندنش
تذكره شعراى يزد — صفحة 271 | عباس فتوحى يزدى