شعلهء داودى صبور هم امشب * از نفس سرد تندباد فرومرد
*
در شب ميلاد مهر در شب يلدا * نام تو اى نور پاك همدم من بود
در دل شب از وفاى عهد سپيده * بين من و اختران هزار سخن بود
*
ديدهء شبزندهدار اختر شعرى * خسته و خونين بسان چشم تر من
چهرهء ماه آيت كدورت و اندوه * باغ خزان ديده همچو برگ و بر من
*
خامشى اى مهر پاك تا كى و تا چند ؟ * از پس صد پرده ابر نغمه بخوان باز
قلب هزار آفتاب مىتپد از شوق * نام تو را اى بزرگ چون دهم آواز
حسين مضطرزاده
حسين فرزند محمّد مضطر ، شاعر سابق الذكر شهرت و تخلصش مضطرزاده .
متولد سال 1285 شمسى ، شغلش كارمند دارائى يزد ، تحصيلاتش خواندن و نوشتن فارسى و آشنا به زبان عربى بوده . ديوانى دارد چاپ نشده ، ولى مجموعهاى از اشعار خود را به نام زبدة الاشعار به سال 1325 شمسى به چاپ رسانده و در سال 1352 شمسى بدرود حيات گفته است . نمونهاى از اشعار او آورده مىشود :
*
عاشقى كز آتش هجران بسوزد خرمنش * واى بر حالش اگر معشوق باشد دشمنش
هركه را يارى است بىمهر و وفا و سنگدل * در نظر همچون شب يلداست روز روشنش
اى خوش آن عاشق كه چون خواهد دهد جان در جهان * ناگهان بيند رخ معشوق وقت مردنش
در دم مردن اگر عاشق نبيند روى يار * شرح نتوان داد كس ، از سختى جانكندنش