تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اينك آن مقصدى كه مىجستم * آشيان بلند سيمرغان مأمن پير سرخ جان خرد * آستان جلال عشق اينجاست عقل كل پرده‌دار درگاهش * قدسيان نغمه‌خوان و جان‌پيما گاهشان نور ناب در ساغر * گاهشان راح روح در دستان آى ، مرغان بوستان بهشت ! * حاجبان حريم حرمت عشق ! در ، بر اين پير خسته بگشائيد
قدسيان :
دور شو زين سراى دولت دور * آسمان ره در اين حصار نيافت عقل در اين حريم بار نيافت * تو كئى تا درون روى اى خس ! ننگ تو نام زشت انسان بس !
مسافر :
من غمگين چو باد سرگردان ، * هفت صحراى هول پيمودم ، تا بدين آستانه بردم راه * مددى اى خجسته سيمرغان !
سيمرغان :
دور شو دور از اين سراى اميد !