تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
تابيد ستارهء بلندش * آويزه گوش گشته پندش آوخ كه بهار او خزان شد * در پنجه مرگ ناتوان شد او مايهء فخر بانوان است * هرچند كه خفته‌اى جوان است رفتى تو به راه مردمى پست * سرمايهء خويش دادى از دست سرمايهء زن جمال او نيست * گر هست جمال مال او نيست اين حسن تجلى خدائى است * كو مظهر ذات كبريائى است ميدان كه كمال و عصمت زن * شد مايهء عز و حرمت زن گر بدعملى چو ماه باشد * بس اختر او سياه باشد

نواب رضوى ( 1 )

سيّد محمّد فرزند مرحوم سيد محمّد صادق بسال 1311 شمسى در يزد متولد شده است . تحصيلات ابتدائى را در دبستان سعدى بپايان رسانده و دورهء متوسطه را تا اخذ ديپلم طبيعى در دبيرستان ايرانشهر تحصيل نموده ، ولى چون رشتهء طبيعى را مناسب ذوق و سليقه خود نديد در دبيرستان كيخسروى كلاس ششم ادبى را خوانده و سپس در رشتهء زبان و ادبيات فارسى از دانشسراى عالى فارغ التحصيل شده است و اكنون در يزد به كار دبيرى اشتغال دارد . وى از اشخاص برازنده و ادب دوست شهر ماست و بسرودن اشعار ميل وافرى دارد . ذيلا نمونه‌اى از اثر طبع وقاد او نقل مىشود : *
خفت عقل مرا بين كه پس از لذّت رنج * آرزو مىكند از بخت هم‌آغوشى را رازم از پرده برون گشت ز غمازى اشك * ور نه استاد منم مكتب سرپوشى را كاشكى چون تو كه آموخته‌اى در شب و روز * از همه درس همى درس فراموشى را منهم از گفت و شنيد همه صاحب‌نظران * مىگزيدم به جهان صحبت خاموشى را
*
اين عمر چرا شكنجه‌گر شد * آتش‌زن ، جمله خشك و تر شد همگام عدو بكام دشمن * در خرمن زندگى شرر شد هر صبح چرا به تيغ جانكاه * هر عضو ز خون تازه‌تر شد
تذكره شعراى يزد — صفحة 264 | عباس فتوحى يزدى