گرنه از اعقاب آنانيم پس ما كيستيم * ور نه ايران خود همان خاك است پس اينجا كجاست
آن تعاليم بزرگان آن قوانين و سنن * آن تدابير رجال بخرد و دانا كجاست
پيرو پندار خوش ، گفتار خوش ، رفتار خوش * آن سه دستورى كه دارد يك جهان معنا كجاست
آن سه اصل كاميابى آن سه رمز زندگى * عشق ميهن ، قلب پاك ، ايمان پابرجا كجاست
خوانده ما را ناخلف اولاد خود مام وطن * گر بجا گفته است جاى رنجش و شكوا كجاست
مردم ايران به هوش از ديگران بالاترند * عينك مردمشناس و ديدهء بينا كجاست
ليك با اين موهبت گر خود نيابد تربيت * كس نداند در صدف آن لؤلؤ لالا كجاست
تربيت كو ، تقويت كو ، مايهء تشويق كو ؟ * آمر بسط فضيلت ، ناهى فحشا كجاست
از سعادت كى درى بر روى ملت باز شد * خانهء اميد ما كو ، لانهء عنقا كجاست
ازچهرو گشتيم با فقر و مذلت روبرو * چشم بينا ، گوش شنوا ، منطق گويا كجاست
زير پاى خاك ما ، در هر قدم بنهفته گنج * آنكه ملت را ازين ثروت كند احيا كجاست
روح بدبينى روان جمله را فرسوده ساخت * آنكه خوشبين باشد از اين وضع جانفرسا كجاست
از قديم ايران گذرگاه اجانب بوده ليك * دقت آن مرزداران كهن حالا كجاست
نزد ما بيگانه ، بيگانه است از هر كشورى * فرق بين اهل جابلقا و جابلسا كجاست
در بسيط خاك ما رندان بساطى چيدهاند * آنكه برچيند بساط اينهمه كالا كجاست
رشتهء جمعيت ما را ز هم بگسيختند * تا بهم پيوند يابد اتحاد ما كجاست
نقشهها دارند بر سر كهنهطراران ز نو * نقشهء تقدير و نقش گنبد مينا كجاست
مجرى افكار اغيارند ياران دغل * در حقيقت نوكر بيگانهاند ( آقا ) كجاست
بنده و سركار را بر جان هم مىافكنند * بهتر از اين مايهء تحقير و استهزا كجاست
دو برادر چون دو دشمن بهر نفع ثالثى * بر سر هم مىزنيم آن دست ناپيدا كجاست
در كف دشمن قواى مثبت و منفى شديم * گر برافروزد شرارى قدرت اطفا كجاست
از هواى فاسد اين منجلاب اختلاف * سربهسر مسموم گرديديم استثنا كجاست
راه بس دور و هوا تاريك و دزدان در كمين * پاى لنگ ما زمينپيما ( هواپيما ) كجاست
بر لب آمد جان ز بس امروز و فردا كردهايم * آخر اى زاينده آينده آن ( فردا ) كجاست
كيستند اين ديوسيرت مردمان كينهتوز * نامشان را فاش برگو موقع اخفا كجاست
با كدامين مركز بيگانه دارند ارتباط * جاى اين رجّالههاى بىسر و بىپا كجاست
كيست آن دلال دشمن كيست آن ميهنفروش * تا كشد دست از سر ما ، ضربهء تيپا كجاست
تذكره شعراى يزد — صفحة 241
مساهمون: عباس فتوحى يزدى
ص٢٤١