تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
اردكان يزد و دوره متوسطه را در اصفهان بپايان رسانده و به سال 1314 به اخذ ليسانس حقوق موفق و در سال 1316 به خدمت قضائى وارد شد و داراى دكترى در حقوق بين‌الملل است . او با امور ذوقى و ادبى و شعر و نويسندگى نيز مأنوس بوده و قسمتى از آثار منظوم وى به سال 1320 شمسى هنگام اقامت در شيراز بنام ترانه‌هاى نسيم منتشر شده است . گزيدهء ديگرى از اشعارش با نام « سپيده » چند سال پيش در تهران چاپ گرديده است . اينك نمونه اشعار او :
من و مهر ماهروئى ، چو فرشته آسمانى * همه حسن و دلربائى ، همه لطف و مهربانى ز نشاط جانفزاتر ، چو اميد روح‌پرور * گل گلشن نكوئى ، مه چرخ دلستانى به ستاره‌اى برابر ، ز فروغ و تابناكى * رخ او ز گل نكوتر ، لب و گونه ارغوانى صنمى كه در زمانه ، بوفا بود يگانه * بفسونگرى فسانه ، به جمال داستانى صنمى چو مهر زيبا ، به دو گيسوى طلائى * چو فرشتگان دلارا ، به دو چشم آسمانى گل تازه‌اى كه گه‌گه ، دهم از سرشك آبش * كه فزايمش از اين ره ، به طراوت جوانى به جهان عشق شايد ، به هزار سال نايد * نه چو او به دلربائى ، نه چو من به جان‌فشانى باميد او نشينم ، به از اين چه آرزوئى * ز فراق او غمينم ، به از اين چه شادمانى شب تار غم سرآيد ، همه كام من برآيد * كه شبى ز در درآيد ، بنشاط و كامرانى
*
هركه را دوست گرفتم به جهان دشمن بود * وانكه پنداشتمش راهنما رهزن بود ديدى آن دوست كه زد لاف محبّت همه عمر * گشت روشن كه ز آغاز مرا دشمن بود گر جفا كرد به پاداش وفايم چه عجب * آدمى را روش اينست خطا از من بود گلشن حسن كه از خون دل آبش دادم * بهر من گلخن و بهر دگران گلشن بود كس ز پاكى نبرد سود كه شبنم هر صبح * تكيه بر بستر گل داد كه تردامن بود ديده بربند ز ديدار نكويان كه مرا * هر غمى راه بدل يافت ازين روزن بود آن دل سخت كه بر آه ستمديده نسوخت * نتوان گفت دل آن را مگر از آهن بود آنچه شايست فداكارى و جانبازى را * پيش مردان جهان دوستى ميهن بود در دلم بود نهان رازى و شد فاش « نسيم » * چكنم اشك مرا راه بدين مخزن بود