بنشست به صد ناز غمش در حرم دل * ناز قدم او چه خوش آمد چه صفا كرد
بوسى طلب از بهر « رياضى » كه قبولست * وقتى لبودندان لطيف تو دعا كرد
در منقبت حضرت على عليه السلام
اى ماوراى حد تصور مقام تو * مريم كنيز و عيسى مريم غلام تو
تو روشنى روى خدائى و چون خداست * بالاى ماوراى تصور مقام تو
دست خدا و چشم خدا صورت خدا * تو بر خداى قائم و ما بر قوام تو
نام خداى جلجلاله على بود * زآنرو علىّ عالى اعلى است نام تو
در ذوقِ جان حلاوتِ وحى خدا دهد * شيوائى خطابه و شهد پيام تو
دون كلام خالق و فوق كلام خلق * نهج البلاغة آن ملكوتى كلام تو
هر صبحدم شعاع طلائى آفتاب * آيد ز آسمان پى عرض سلام تو
فرض است بر تمامى ذرات كائنات * مهر تو و ولاى تو و احترام تو
نور ازل جمال ابد سرّ سرمدى * اى سايهاى ز حشمت حق احتشام تو
ارض و سما بيمن وجود تو ثابتند * دائم بود مدار فلك بر دوام تو
روزى دهد خدا به همه خلق كائنات * از سفرهء ولايت و انعام عام تو
فردا حساب مؤمن و كافر تو مىكنى * بر پا كند قيامت كبرى قيام تو
صد عمر خضر داده به صد چشمه حيات * يك قطره آب كوثر و يك جرعه جام تو
صوم و صلات رنگ خدائى به خود گرفت * زان خون كه رنگ كرد صلاة و صيام تو
در كعبه شد پديد به محراب شد شهيد * قربان حسن مطلع و حسن ختام تو
كفش دوپاره دوز و عدو را دوپاره كن * اى من فداى « حرق » تو و التيام تو
تو شاهباز رفعت و عنقاى عزتى * عرش خدا و دوش نبى بود بام تو
وقتى عروج كرد به معراج قرب حق * پيغمبر آن برادر والامقام تو
دست خدا گذاشته شد روى شانهاش * آنجا كه گاه بتشكنى بود گام تو
تا با گداى كشور خود همغذا شوى * اى سربهمُهر گنج دوعالم بنام تو
در سفره بوده نان جو و سركه و نمك * صبحانهء تو چاشت تو شام شام تو
چشم خدائى تو پر از اشك با يتيم * در جنگ خنده بر دو لب لعلفام تو