تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
*
ماه من افكند از صورت نقاب * تا ز مغرب سر برآرد آفتاب شمع بودم شعله گشتم سوختم * آفتابا لحظه‌اى كمتر بتاب خانه‌اش ويران كه با دست نسيم * كرد زلفت خانهء دل را خراب زد به كارم گيسوى پرپيچ ، پيچ * برد از من طره پرتاب ، تاب لعل نوشش چشمه شير و شكر * چشم مستش مستىآور چون شراب روى ماهش گونه‌گونه برگ گل * تاب زلفش حلقه‌حلقه مشك ناب عكس او در چشم اشك‌آلود من * رقص مهتاب است روى موج آب ديده برهم مىنيارم زد ز ترس * نور چشمم روى چشمم رفته خواب غمزه گاهى هم كليد رخصت است * نيست هرجا هر سؤالى را جواب شبنمى بودم نشستم روى گل * بس گرفتم بوى گل گشتم گلاب سوخت با آه « رياضى » دامنش * مىشود گاهى دعائى مستجاب
اشتباه روز و شب
از لاى شكاف شاخه گل * دزديده به او نگاه كردم مىداد به باد زلف و مىگفت * روز همه را سياه كردم فهميد كسى كنار باغ است * چون خنده قاه‌قاه كردم پرسيد كه بود ؟ از خجالت * پائين لبهء كلاه كردم گفتم شبتان به خير خانم * شب بود و نظر به ماه كردم با بودن روز آفتابى * من شبهه شامگاه كردم پرسيد مگر شب است حالا * ديدم چه بگويم آه كردم گفتم كه ببخش بانوى من * معذورم اگر گناه كردم چون زلف تو روى صورتت بود * من روز و شب اشتباه كردم

على صدارت ( نسيم )

على صدارت فرزند حاج شيخ محمّد مجتهد ، متخلص به « نسيم » به سال 1285 خورشيدى در اردكان از توابع يزد تولد يافته است . تحصيلات مقدماتى خود را در