*
ماه من افكند از صورت نقاب * تا ز مغرب سر برآرد آفتاب
شمع بودم شعله گشتم سوختم * آفتابا لحظهاى كمتر بتاب
خانهاش ويران كه با دست نسيم * كرد زلفت خانهء دل را خراب
زد به كارم گيسوى پرپيچ ، پيچ * برد از من طره پرتاب ، تاب
لعل نوشش چشمه شير و شكر * چشم مستش مستىآور چون شراب
روى ماهش گونهگونه برگ گل * تاب زلفش حلقهحلقه مشك ناب
عكس او در چشم اشكآلود من * رقص مهتاب است روى موج آب
ديده برهم مىنيارم زد ز ترس * نور چشمم روى چشمم رفته خواب
غمزه گاهى هم كليد رخصت است * نيست هرجا هر سؤالى را جواب
شبنمى بودم نشستم روى گل * بس گرفتم بوى گل گشتم گلاب
سوخت با آه « رياضى » دامنش * مىشود گاهى دعائى مستجاب
اشتباه روز و شب
از لاى شكاف شاخه گل * دزديده به او نگاه كردم
مىداد به باد زلف و مىگفت * روز همه را سياه كردم
فهميد كسى كنار باغ است * چون خنده قاهقاه كردم
پرسيد كه بود ؟ از خجالت * پائين لبهء كلاه كردم
گفتم شبتان به خير خانم * شب بود و نظر به ماه كردم
با بودن روز آفتابى * من شبهه شامگاه كردم
پرسيد مگر شب است حالا * ديدم چه بگويم آه كردم
گفتم كه ببخش بانوى من * معذورم اگر گناه كردم
چون زلف تو روى صورتت بود * من روز و شب اشتباه كردم
على صدارت ( نسيم )
على صدارت فرزند حاج شيخ محمّد مجتهد ، متخلص به « نسيم » به سال 1285 خورشيدى در اردكان از توابع يزد تولد يافته است . تحصيلات مقدماتى خود را در