قدر باغ زندگانى گر بدانى خوشدلى * تا ترا اين گل بود در دست بوئيدن خوش است
با بتى بازوبهبازو بر مراد آرزو * در فضاى لالهزار عشق پوئيدن خوش است
ز آن خوشم كز طى عمر ، اين معرفت دريافتم * خوش نباشد خودپرستى ، بت پرستيدن خوش است
گر بود دنياى امنى ماده گاوى و دِهى * شخم كردن تخم كشتن شير دوشيدن خوش است
پيش ارباب حقيقت ، نزد مردان طريق * پنبه كشتن دوك رشتن ، فيله « 1 » نوشيدن خوش است
گر وزارت مىدهندت بر خيانت تن مده * مرد را اين جامهء ننگين نپوشيدن خوش است
گر ترا جايى دهد يارى از اين خوشتر چه كار * دست او هم از پس اين كار بوسيدن خوش است
از خوش و ناخوش « شكوهى » آنچه من دانستهام * روى ناخوش را نديدن روى خوش ديدن خوش است
آقا ميرزا قوامى « 2 »
مرحوم آقا ميرزا سيّد على فرزند آقا ميرزا سيد حسن مدرس ، متخلص به « قوامى » از سادات حسينى و در سال 1292 قمرى متولد شده است . وى داراى نسبى عالى بوده يعنى از طرف مادريش به خواجه نصير طوسى مىرسد . قوامى شاعرى خوشقريحه و اشعارى با مضامين بكر سروده است . ديوانش بعد از وفاتش كه به سال 1358 قمرى رخ داده به سعى آيتى به چاپ رسيده است . ديوان وى مورد استفادهء نگارنده بوده و شامل هفت جلد كه عبارتست از حكايات ، غزليات ،
هامش
( 1 ) . فيله : ماستى است كه از شير گوسفندى كه يكى دو روز است زائيده تهيه مىكنند .
( 2 ) . ص 177 تاريخ يزد ، ص 324 آتشكدهء يزدان ، ديوان قوامى .