تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
از اوست :
شب به بزم مدّعى ماندن چرا * مدّعى را يار خود خواندن چرا ؟ رفتن اندر بزم هر بيگانه خوب * آشنا همراه نابردن چرا ؟ دوستى با دشمنان كردن نكو * دشمنى با دوستان كردن چرا ؟ از براى خاطر بيگانگان * آشنا را خاطر آزردن چرا ؟ بىسبب اى بىوفاى سنگدل * بر جفا و جور افزودن چرا ؟ دلبر ما بىوفا باشد « حكيم » * دل به يار بىوفا دادن چرا ؟

نواب رضوى بزرگ « 1 »

ميرزا محمّد صادق كه به نواب رضوى بزرگ اطلاق مىشود ، شاعرى خوش‌قريحه و خوشنويس و خوش‌خوى و محبوب القلوب يزديان و داماد عبد الرضا خان امير مؤيد بوده است . از اوست :
جهان يكباره چون بر جاى نبود * لعل اللّه يُحدث بعد ذلك
*
وقتى شنيده‌ام كه وفا كرد روزگار * ديدم به چشم خويش كه در عهد ما نكرد
*
همينش بس از كردگار مجيد * كه توفيق خيرش بود در مزيد
*
چنين نگار كجا و چنين نگار كراست * زهى نگارگرى كين چنين نگار از اوست
*
نقشبند قدرتش در كارگاه كُن فكان * چون گرفت از راه دانش كلك قدرت در بنان
*
اگر به صلح ميسّر شود كه با دشمن * ره وفاق روى آشتى به از جنگ است
« 2 »
هامش
( 1 ) . ص 337 آتشكدهء يزدان ، ص 322 تذكرهء سخنوران ( 2 ) . مجموعه‌اى از نظم و نثر به خط شاعر