تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ساقى ماهروى من ، از چه نشسته غافلى * باده بيار و مى بده ، صبح يكى و شام دو وعده وصل مىدهى ، ليك وفا نمىكنى * من به جهان نديده‌ام ، مرد يكى كلام دو هست دو چشم دلربا ، همچو قرابه پر ز مى * در كف ترك مست بين ، باده يكى و جام دو گويمش اى نگار من ، چيست دو زلف گرد رخ * گويدم ار نديده‌اى ، خواجه يكى غلام دو صيد كند بغمزه گه ، گاه به تيغ ابروان * جان ز كجا برد برون ، صيد يكى حسام دو هركه بگويد اين غزل ، بخشمش از سطبل خان * توسن خوش‌خرام يك ، استر خوش‌لگام دو كان كرم جواد خان « 1 » ، كز دل و از كفش برد * مايه جود هر زمان ، بحر يكى غمام دو « 2 »

انجم يزدى « 3 »

ميرزا محمّد على نواب يزدى متخلص به انجم كه در يزد مشهور به نوّاب مصلّى بوده گاهى غزلى مىسروده است . رحلتش در سال 1257 قمرى اتفاق افتاده است : از اوست :
ز رشك مدعى « انجم » از آن كو رفت چون مرغى * كه از بيداد گلچين واگذارد آشيانى را
*
هامش
( 1 ) . جواد خان برادرزاده ام هانى داراى طبع موزون بوده و « فلك » تخلص داشته است . ( 2 ) . سحاب ، ابر ، ابر سفيد ، اسفنج ، اسفنج دريايى ( 3 ) . ص 181 از حديقة الشعراى ديوان‌بيكى ( نوائى ) .
تذكره شعراى يزد — صفحة 175 | عباس فتوحى يزدى