تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
گمراه ترى زين دل گم‌گشته نبودى * ور نه بره عشق شدى راهبر ما
*
افتاد ز بس صيد بدام ، از هوس ما * شد تنگ‌تر از دام فضاى قفس ما در خانهء دل تا نبود جاى غمش تنگ * اى كاش كه از سينه برآيد نفس ما
از اوست :
از كدامين راه مىآيند دلها سوى تو * سينه‌ها گر چون گريبانها ز دستت چاك نيست
*
به خوابت گفت بنمايم رخ چون آفتاب امشب * كه مىدانست از شادى نخواهم شد به خواب امشب

يغما « 1 »

ميرزا ابو الحسن جندقى متخلص به يغما از اكابر شعرا و سخنوران نامى قرن سيزدهم هجرى بوده است . وى فرزند حاج ابراهيم قلى است . يغما در قريهء خور از توابع بيابانك به سال 1196 هجرى متولد شده است و نيز وفاتش در ربيع الثانى سال 1276 هجرى قمرى اتفاق افتاد و در جندق مدفون گرديد . ناگفته نماند كه يغما در نظم و نثر هر دو مهارت داشته و نوشته‌هاى او عبارتست از منشاتى كه بعضى از آنها فارسى خالص و برخى نامه‌هائيست كه به انشاء معمولى است . بارى يغما در حسن خط و فنون شعر از جد و هزل و غزل و مثنوى و غيره طبعى توانا داشته . كليات او در تهران چاپ و به نام ترجيعات ، خلاصة الافتضاح ، رباعيات ، سرداريه ، شكوك الدليل ، غزليات ، قصايد ، مراثى و غيره به يازده كتاب مشتمل است و به چاپ رسيده است . *
هامش
( 1 ) . ديوان يغما ، ص 135 تاريخ يزد ، ص 35 آتشكدهء يزدان ، ص 136 سالنامهء نادر ، حديقة الشعراء ، ص 339 ريحانة الادب ، ص 580 مجمع الفصحاء جلد دوم ، ص 537 تاريخ مفصل ايران .