ايضا
طاق ابروى بتان قبله اگر شد چه عجب * كه به چشمان سيه رهزن دينند همه
عجبى نيست ز رخ برقع اگر برفكند * گلرخان غنچه صفت پرده نشينند همه
ايضا
شد باعث رسوايى ما چشم تر ما * افسوس كه شد ديدهء ما پرده در ما
دانى كه رقيب از چه به سر خاك مزارم * مىريخت كه در دهر نماند اثر ما
ايضا
جهانم بنده و گردون غلام است * كه يارم در كنار و مى به جام است
هزاران تلخ اگر گويد نرنجم * ز بس آن نازنين شيرينكلام است
مرا مرغ دل « انجم » صيد آن گشت * كه خالش دانه و زلفش چو دام است
رياضى هروى « 1 »
نامش ميرزا محمد باقر فرزند حاج حسينعلى ، زادگاهش هرات از توابع استان يزد بوده است . او به آموختن رياضى راغب و به تحصيل آن بيشتر كوشيد و به همين مناسبت در اشعارش رياضى تخلص مىكرد . وى خط شكسته را نيكو مىنوشته .
وفاتش را در سال 1292 قمرى نوشتهاند .
از اوست :
از من چه خطا سر زد كز ضربت چوگانها * خود بىسروپا گردم چون گوى به ميدانها
خون شد دل و مىجوشد ، با غير چو مىنوشد * پيمانه و مىپوشد ، چشم از همه پيمانها
ايضا
دست كوتاه از آن زلف دوتا نتوان كرد * دلم افتاده بدامى كه رها نتوان كرد
هامش
( 1 ) . حديقة الشعراء نوايى ، ج 1 ، ص 704 .