تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
رباعى
اى درد تو بهتر از دواى همه‌كس * وى جور تو خوش‌تر از وفاى همه‌كس درد و غم عشق تو به جان و دل من * خوبست ولى نه از براى همه‌كس
ايضا
اى آنكه ترا چرخ نُهُم كاشانه است * دايم مى خور ، مىات درِ پيمانه است دادى چو طويله منزلم ، دانستم * اين نكته كه مهمان خر صاحبخانه است

حاج ميرزا سيد على مدرس « 1 »

وى فرزند ارشد مدرس بزرگ از ملاكين و روحانيون يزد بوده و در اوائل سلطنت ناصر الدّين شاه قاجار مىزيسته است . وفات آن مرحوم در سال 1281 هجرى قمرى اتفاق افتاد . از اوست
اى شكار افكن پى صيدم مزن از دام دم * كى كند از چون تو صيادى شكار رام رم
*
وقتى كه كند محنت هجر تو هلاكم * گاهى زره لطف بيا بر سر خاكم
*
در فراقت مونسم جز نالهء جانكاه نيست * و آن هم از بىطاقتىها گاه هست و گاه نيست شرح حالم را مگر باد صبا گويد به او * زان كه در گوشش به غير از باد كس را راه نيست
*
تلخى كام من آن لحظه كه صياد رود * آن چنانست كه جان دادنم از ياد رود اگر از جور تو خاكم همه بر باد رود * نقش روى تو محالست كه از ياد رود ديده در هجر تو اين‌گونه كه مىبارد اشك * دجله اينست كه از يزد ببغداد رود
*
هامش
( 1 ) . نقل از آقاى سيد احمد مدرس نوادهء مدرس بزرگ