تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
*
مگو بيهوده زاهد عيب عشق خوبرويان را * كه ترك اين هنر هرگز نخواهم كرد تا هستم
*
جز من كه ز مهر جور كيشان * جان داد و نديد روى ايشان ؟
*
مرغ دل در چمن دام و قفس مىنالد * گوشهء دام تو بوده است مگر منزل ما
*
داديم جان ز رشك رقيب و گذاشتيم * دل را به كوى دوست كه اين يادگار ماست
*
كردم از پيمانه‌اى تعمير ملك دل وزان * رخنه در بنياد جور آسمان انداختم گوشهء ميخانه كردم منزل و پيش از وفات * خويشتن را در بهشت جاودان انداختم

حيران « 1 »

ملا غلامرضا تخلصش « حيران » و تولدش در حدود سال 1210 و با طراز در اوائل عمر معاصر بوده است . شغلش مكتب‌دارى در مصلاى يزد ، خطش معروف و مخصوصا خط نسخ را نيكو مىنوشته است . ديوان خطى به خط خودش موجود است و نگارنده آن را ملاحظه كرده است . وى در قصيده و غزل هر دو دستى داشته و در عصر محمد شاه قاجار مىزيسته است . چند شعر از ديوانش انتخاب شد كه ذيلا ثبت مىگردد : *
قدمى به راه كويش نبود مجال ما را * كه ز بس فتاده بسمل نتوان نهاد پا را رهم ار نه سوى جانان سپرم بر آستان جان * كه ببارگاه سلطان نبود رهى گدا را بمناى عشق آن را بتوان ذبيح گفتن * كه دهد سرو نگيرد ز سر صفا فدا را سزد آنكه جان سپارم ز بلاى عشقش آخر * كه چرا ز جان خريدم من از اول اين بلا را
هامش
( 1 ) . ديوان خطى حيران ، ص 361 ريحانه الادب جلد اول ، ديوان خطى بنام طراز ، حيران ، قضايى ، ص 141 تاريخ يزد ، ص 287 آتشكدهء يزدان .
تذكره شعراى يزد — صفحة 149 | عباس فتوحى يزدى