كه از ره كرم و عدل و داد آبادى * خداى شد به رعايا جلال شاهنشاه
جلال دولت ايران نبيرهء خسرو * به نصرت ملك و ياورى پاك اللّه
چو باب عادل و باذل ابا شكوه و جلال * پسند خاطر سلطان به حشمت و هم جاه
سرشته گوهر پاكش بخوى پاك پدر * چو جد تاجورش سوى عدل دارد راه الخ
وامق « 1 »
نامش محمد على فرزند محمد باقر عمهزادهء مدرس بزرگ تخلصش « وامق » از شعرا و فضلاى قرن سيزدهم هجرى در عهد فتحعلى شاه قاجار بوده و بقولى اوائل دورهء محمد شاه را نيز ديده است . از آثار او تذكرهء ميكده است كه شرح حال شعرا است .
نگارنده تذكرهء مذكور را كه خطى است ديده و مورد استفادهاش واقع گرديده است . وامق در سال 1262 هجرى قمرى درگذشته است . مضافا اينكه اخيرا تذكره مذكور بكوشش حسين مسرت به چاپ رسيده است .
از اوست :
بما حسرتكشان كز وصل نگشودى درى هرگز * كنون از حسرتت مرديم چاك پيرهن بگشا
*
گر داد نبايد ز تو بيداد توان كرد * آن را كه ز يادش نروى ياد توان كرد
*
شد عيد غدير خم ، اى ساقى گلرخسار * شكرانه اين نعمت خشت از سر خم بردار
بردار صلاى عام خوش گير بعشرت جام * مى خور كه در اين ايام بخشند گنه بسيار
تا چند نهان دارى راز دل خود بارى ، * وقتست كه بردارى اين پرده ز روى كار
مى خور كه نينديشى از هيچ كموبيشى * در عالم درويشى از شاهيت آيد عار
هامش
( 1 ) . ص 558 جلد 2 مجمع الفصحاء ، تذكرهء خطى ميكده ، ص 704 تذكرهء پژمان بختيارى ، ص 115 آيينه دانشوران .