اين مقامى است كه سكان سواد ملكوت * پى نبردند بسرّى كه نهانست اينجا
بسوى كعبهام اى شيخ از اين بزم مخوان * كه نهان آنچه در آنجاست عيانست اينجا
خواهى ار عمر ابد ساكن اين منزل باش * كه به يك جرعهء مى ، پير جوانست اينجا
بيم و اميد كس از دوزخ و جنّت نبود * نه غم اين و نه انديشهء آن است اينجا
باغ فردوس چه باشد كه ز انواع سرور * غيرتافزاى گلستان جنانست اينجا
نام فردوس مبر بزم وصالست اين بزم * سخن از جسم مگو عالم جانست اينجا
مايل جام مى و شعر ترم پندارى * سايه بيد و لب آب روان است اينجا
تا بود منزلت اين بزم « قضائى » خوش باش * كه ز آفات جهان مهد امانست اينجا
رباعى
تا همچو على تراست فريادرسى * خوش باش و مكن ز حشر انديشه بسى
البتّه بورطهء هلاكش ننهد * آنكس كه بود باعث ايجاد كسى
فرزانه كيومرث « 1 »
فرزانه كيومرثپور وفادار پور اردشير دانشمند و فاضل و اديب و شاعر و سخنران برجستهء زرتشتى ، اهل قريه خرمشاه حومهء يزد بوده كه در حدود سال 1228 يزدگردى در خانوادهاى بينوا قدم به عرصهء وجود نهاد . وفاتش را به سال 1290 يزدگردى نوشتهاند .
قصيده
هزار شكر ز عدل شهنشه جمجاه * كه داد ، داد ضعيفان بوجه بس دلخواه
هزار شكر كه بار دگر جوان گرديد * نژند بخت رعايا ز بذل شاهنشاه
مگر فكنده باز به فرق اهالى يزد * بلند سايهء جاويد ظل شاهنشاه
گروه پارسيان زين نويد جانافروز * غريو عيش رسانند از زمين بر ماه
سروش مژدهء جانبخش خرمى آورد * ز جانب شه گيتىستان فلك خرگاه
هامش
( 1 ) . ص 581 از تاريخ زرتشتيان