*
در آن دل كارگر نايد فغان و نالهام ور نه * به آهى مىتوانم رخنه كردن سنگ خارا را
*
خواهم كه سر خويش به پاى تو گذارم * بنگر چه تمنّاست من بىسروپا را
خدابخش اردشير « 1 »
خدابخش پور اردشيرپور خسرو ، از زرتشتيان دينپرور و متعصّب و شاعر مقيم خلف خانعلى يزد بوده ابياتى چند از او در توحيد كه در سال 1265 هجرى قمرى گفته است نقل مىشود :
*
بگويم اوّلين آن را كه نامش * نشايد گفت در خورد مقامش
نيارد بُرد پى در راه ذاتش * اگر گوئيم چندى از صفاتش
پناه بندگان و هست هستان * روان تا بندهء ايزدپرستان
شهانش بندگى را خواستارند * پرستش كس بخورد او نيارند
هم او پروردگاران پروراند * به هركس جان دهد روزى رساند
مدرس بزرگ متخلص به حيران « 2 »
ميرزا سيّد محمّد على مدرس بزرگ از علما و روحانيون خوشذوق و مردى اديب و خطاط و فقيه محسوب بوده و در مصلى تدريس مىكرده است . در سال 1260 هجرى قمرى به جهان باقى شتافته و جنازهاش به نجف اشرف حمل گرديده در آنجا به خاك سپرده شد . گاهى شعر مىسروده و « حيران » تخلص مىكرده است . وى در عصر فتحعلى شاه قاجار مىزيسته و بنا به نوشته مورخين با 37 صلب فاصله نسبش به امام حسن مجتبى عليه السلام مىرسد . نمونهاى از اشعار وى ذيلا ملاحظه مىشود :
هامش
( 1 ) . ص 461 از تاريخ زرتشتيان
( 2 ) . ص 144 تاريخ يزد . ص 340 آتشكدهء يزدان ، استفاده نگارنده از آقاى سيد احمد مدرس فرزند صدر الشريعة كه از نوادههاى مدرس بزرگ مىباشند .