نمونههايى از اشعارش آورده مىشود :
از اوست
حجاب عاشقى دارد مرا محروم از رويش * و گرنه فرصت بوس و كنارى كردهام پيدا
مرا بر آستان جا مىدهد از لطف دربانش * ميان عشقبازان اعتبارى كردهام پيدا
دو روزى گر ز كويت پا كشيدم دار معذورم * گمان كردم به دل صبر و قرارى كردهام پيدا
ايضا
جان دادم و دل باختم و اشك فشاندم * هرگز به ره عشق تو بيكار نبودم
گفتم كه همين آه « نوا » گشت جهانسوز * از تندى خوى تو خبردار نبودم
ايضا
ز كويش گرچه بر خود كار آسان كردم و رفتم * ولى دانم كزين رفتن كشد كارم به دشوارى
« نوا » بگذار جان و دل چو از كويش سفر كردى * كه هنگام سفر كردن نكو باشد سبكبارى
ايضا
مىبرى مدعيان را بسوى خانه كه چه ؟ * سروكارت شده با مردم بيگانه كه چه ؟
كردهاى خال نهان در خم آن زلف چرا ؟ * دام گستردهاى از حيله بر اين دانه كه چه ؟
روز هجر است « نوا » تن به صبورى دردِه * جان ندادى به شب وصل به جانانه كه چه ؟
از اوست :
بيرون نتوان برد ز بزمت خبر آرى * كس نيست كه از خود نبود بىخبر آنجا
تا خاك سر كوى تو بر سر نكند كس * زينپس من و خوناب دل و چشم تر آنجا
زان گونه كه از بزم خودم راند به خوارى * پنداشت كه ديگر نكنم من گذر آنجا
در كوى تو يك عاشق آزرده نماند * گر غير بماند دوسه روز دگر آنجا
*
نمىدانم پسند خاطرش افتم « نوا » يا نه * گرفتار بتى مشكلپسندم تا چه پيش آيد