تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

شعرى « 1 »

ميرزا محمد على فرزند اكبر خان بوده است . وى طبعى روان داشته و در خدمت نواب شاهزاده محمّد ولى ميرزا قاجار حكمران يزد ، مدّاحى مىنموده است . سال تولد و وفاتش معلوم نشد . او راست :
زمانه يافت دگر خرمى ز باد بهار * جهان پير جوانى گزيد ديگر بار فكنده حلهء خضرا بر آسمان شمشاد * كشيده قامت موزون به چرخ اسپندار بسيط دشت همه پر ز لحن موسيقى * فضاى گلشن مملو ز بانگ موسيقار « 2 » ربوده گرد ملالت ز چهره نالهء چنگ * زدوده زنگ كدورت ز سينه نغمهء تار فراز تخت ز بر جد نشسته خسرو گل * چنان كه شاه فلك آستان بصفه بار بدست تيغ تو باز آسمان نموده هلال * به دشت خنگ تو يا بر زمين فلك سيار ز اجتناب تو اى ملجاء قوى و ضعيف * ز بأس عدل تو اى مأمن صغار و كبار گرفته منزل آهو ببر تنِ ضيغم * نموده مسكن تيهو بمخلب « 3 » شنقار « 4 » . . . الخ . . .
*
آن مه بىمهر آمد حال زارم ديد و رفت * هرچه گفتم ساعتى بنشين برم نشنيد و رفت
*
واعظ كه خبر مىدهد از روز قيامت * « شعرا » مگر از شام فراقش خبرى نيست

نوا « 5 »

ميرزا آقا خان متخلص به نوا شاعرى خوش‌مشرب ، بسيار باوقار و نكته‌دان و كم‌گفتار و نيكوبيان و در فن غزل‌سرايى شيوه‌اش مطبوع و نيكو بوده است . اينك
هامش
( 1 ) . ص 297 آتشكدهء يزدان ، ص 248 مجمع الفصحاء ج 2 . ( 2 ) . سازى است كه اروپائيان آن را فلوت‌پان گويند و امروزه با سازدهنى موسوم است . ( 3 ) . ناخن درندگان و پرندگان شكارى ( 4 ) . نوعى باز است ( 5 ) . حديقة الشعراء نوايى ، 3 - 1922 ، ديوان‌بيكى ص 193 .