از اوست :
لالهء اين باغ هيچ داغ ندارد * ز آن دل من ، هيچ ميل باغ ندارد
هركه دلش داغ يافت ، غم خورد از دل * من غم آن دل خورم كه داغ ندارد
نور حقيقت فروزد از در و بامم * كلبهء ما حاجت چراغ ندارد
شفيعائى يزدى « 1 »
ملا شفيعائى يزدى از شاعران دورهء صفويه است كه به سال 1081 قمرى بدرود حيات گفته و به عالم باقى شتافته است اشعار زير اثر طبع اوست :
در هواى عشق پروردم دل ديوانه را * چون سپند از بهر آتش سبز كردم دانه را
*
نواى ناله نى مىرسد بغارت هوش * تو برق تازى ، اين نىسوار را درياب
*
درخور چرخ بُوَد دخل ز ديوان قضا * نرود تا نفسى كى نفسى مىآيد
معين يزدى « 2 »
مؤلف عرفات نامش را در دو جا مذكور داشته ، ميرك معين ( معين تخلص ) و خواجه ميرك معين يزدى ، و گويد مدّتى در هند بوده الحال در آن جانب صاحب حالت است و اضافه مىكند در سال 1027 هجرى قمرى از جهان رفته است .
از اوست :
ما مجمر آتش جفائيم * ما مخزن درد بىدوائيم
عنوان صحيفهء ملاليم * ديباچهء نسخهء بلائيم
سرگشتهء كوى آرزوئيم * شرمندهء روى مدعائيم
هامش
( 1 ) . تذكرهء سرو آزاد
( 2 ) . ص 1330 از كاروان هند