تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

رسمى يزدى « 1 »

رسمى قلندر از دار العباد يزد است و نامش در روز روشن ( ص 241 ) ميرزا عبد الرزاق ذكر شده . او در طرز و روش تصوف و تجريد كوشيده و هميشه خرقه‌پوش و جرعه‌نوش و سيّار بوده و به صحبت درويشان هر طبقه و طايفه رسيده و نصيبى وافر از صحبت ايشان يافته . او در سال 1024 هجرى در قيد حيات بوده است . از اوست
زان روز كه گشتيم بدام تو گرفتار * شد كعبهء مرغان بهشتى قفس ما
ابيات ذيل از يك قصيدهء اوست :
ز بخت فلك حيله‌ساز حيلتگر * مرا فكند چو مشائيان به هر كشور عنان‌كشان پى روزى چو مرد سودائى * همىجهاندم در كوه و وادى و در ، در قدم به وادى تجريد چون زدم ، ديدم * شهان بىكمر و خسروان بىافسر گهى به اهل تجرّد به رغم دنيادار * متاع نيستىام بود زينت و زيور گهى به تاجر دنياپرست مىگفتم * حديث دادوستد بر طريق اهل سفر گهى به اهل غزا هم‌سفر همىبودم * به دفع لشكر كفار بسته تيغ و سپر به اهل نظمم مىبود سالها الفت * براى اخذ معانى به بهر آلت جر خدايگانا طول كلام بىادبى است * به حضرت تو كه ارباب فضل راست مقر . . . الخ

سرور يزدى « 2 »

مولانا سرور يزدى در اوايل با ميرزا غازى بود . چون به هند آمد ، با اعتماد الدوله به سر مىكرد ، و بالفعل در دكن بود شعر بسيار گفته . ديوانى ترتيب داده و در آن راه بنده و حكيم عارف را طرح كرده است .
هامش
( 1 ) . ص 219 از كتاب كاروان هند جلد اول ( 2 ) . ص 554 از كتاب كاروان هند
تذكره شعراى يزد — صفحة 104 | عباس فتوحى يزدى