حاجى ابرقويى « 1 »
حاجى ابرقويى از شعراى قرن دهم هجرى است . از مندرجات ديوان 2500 بيتى او ، كه نسخهء خطى آن به شمارهء ( 964 ) در كتابخانهء مجلس موجود است ، برمىآيد كه در زمان شاهطهماسب به قصد تجارت به هندوستان رفته و مدّت 30 سال در دكن بوده . او مثنوى موسوم به ( ناظر و منظور ) را در سال 972 سروده است .
در قصيدهاى به مدح محمّد قلى قطب شاه گويد :
شها در دكن بنده سى سال گشتم * ز حكم قضا و به امر الهى
و در جاى ديگر داستان عاشقى خود و رفتن به هندوستان را بيان كرده ، بدين بيت آغاز مىكند .
اى كه چرخ و فلك و مهر و قمر * همه را ساختى از يك گوهر . . . الخ
سرودى يزدى « 2 »
او در زمان شاهعباس صفوى روزگار مىگذرانيده ، مسافرتى به كشمير نموده و در تعريف راه كشمير ، مثنوى زير را سروده است :
به پاى كوه او راهى فتاده * كه مشكل مىرود آنجا پياده
به سنگ ازبسكه سنگ است اوفتاده * نباشد راه يك سوزن گشاده
بود ممكن از آن ، آن دم گذشتن * شتر گر بگذرد از چشم سوزن
چو ناچارت از آن بايد گذر كرد * چو مو ، شو تا توان زان سر بدر كرد
هامش
( 1 ) . ص 311 از كتاب كاروان هند جلد اول
( 2 ) . ص 156 تذكرهء سخنوران