مجيب يزدى « 1 »
بنا به نوشتهء جامع مفيدى ، مولانا محمد ، فرزند حاجى حسين يزدى ، در لوازم محبت و برادرى يكدل ، و در فنون كمالات و هنرورى كامل ، در گفتن غزل وقوف تمام داشته و در نظم رباعيات و اقسام اشعار رايت بىمثلى مىافراشته ، و در سنهء 1078 قمرى مىزيسته است .
قطعه
چون ز تأييد خداوند و ز لطف پادشاه * آسمان قدرى فلك شأنى امير يزد شد
منشى دوران الف گرديد و گفتا عالمى * مىشود آباد چون آقا وزير يزد شد
بهمن يزدى « 2 »
از شعراى زرتشتى بوده كه در قرن يازدهم قمرى مىزيسته است ابياتى چند از حكايت عقل و دولت سرودهء او نقل مىشود .
شنيدستم كه روزى عقل و دولت * بهم افتادشان يكلحظه صحبت
گزيدند گوشهاى از بهر خلوت * به يكديگر بسى دادند خلعت
چو بنشستند باهم يكزمانى * پديد آمد سخن از هر نشانى
چنين گفت آن زمان با عقل دولت * كه از تو بيش من دارم ولايت
نظر بر هركس اندازم ز آدم * مر آنكس را كنم قارون به يكدم . . . الخ
شاه صفى « 3 »
او از بزرگان سادات نوربخش بوده و در زمان شاهعباس دوم مىزيسته است .
هامش
( 1 ) . جامع مفيدى
( 2 ) . از تذكرهء سخنوران يزد
( 3 ) . ص 302 تاريخ يزد آيتى