اى آنكه ز تست ملك معنى معمور * افكنده فصاحت تو در عالم شور
گر مخلص خويش را تخلص بخشى * ز اخلاص به بندگيت گردد مشهور
ذبيحى در پاسخ رباعى زير را نوشت :
اى از تو چراغ بزم معنى پرنور * بدخواه ترا فلك كند زنده به گور
چون هست طلاى طينتت خالص و پاك * خواهم به جهان شوى به خالص مشهور
ازآنپس به خالص اشتهار پيدا نمود و در زمان شاه سلطان حسين ، متصدى خالصجات يزد شد ، ولى ديرى نپائيد كه از كار كناره گرفت و آخر الامر گوشه عزلت اختيار نمود و پس از چندى چشم از جهان پوشيد .
زبانى « 1 »
اشعارى نغز و شيوا دارد ولى خودش چندان مشهور نيست . او را سيّد جليل القدرى ياد كردهاند كه در زمان صفويه مىزيسته است .
از اوست :
به تقريب سخن نزديك آن شيرين دهن رفتم * شنيدم مژدهء قتل خود و از خويشتن رفتم
*
دو ابروى تو ، كه پيوسته سربهسر دارند * دو ماهپاره سر وصل يكدگر دارند
خسرو شاه يزدى « 2 »
او معاصر با سلسلهء صفويه بود و رباعى ذيل در گلستان ادب به نامش ثبت گرديده است .
هامش
( 1 ) . ص 362 آتشكدهء يزدان .
( 2 ) . از گلستان ادب