حسين « 1 »
نامش ميرزا حسين ، برادر ميرزا حسن واهب ، شاعر شيواسخن بوده است و بنا به درخواست نوابه زينت بيگم ، دختر شاهطهماسب ، متصدى اوقاف يزد گرديده .
وفاتش به سال 1072 اتفاق افتاد .
از اوست :
دلبرا چشمت نه نرگس هست و نى روى تو ماه * زان كه رنگ مه نه گلفام است و نى نرگس سياه
*
ندهى تو اگر بجنتم جا سهل است * در دوزخم ار دهى تو مأوى سهل است
كس كردهء دوست را جفا نشمارد * من لاف وفا مىزنم اينها سهل است
رباعى
كو بينش پاك چشم بستن ز غرض * كو همت پيوند گسستن ز غرض
شد ريخته آبروى چندانكه نماند * يك قطره براى دست شستن ز غرض
اميناى يزدى
او معروف به دقّاق ، به دقايق سخن رسا ، و به دقّت طبع ، موصوف بوده و در قرن يازدهم هجرى مىزيسته است .
فلك به هركه ستم مىكند به ما دارد * به هوش باش كه اين گفتگو ادا دارد
*
عدوى تو از بيم زخم درشت * به زير سپر زاده چون سنگپشت
هامش
( 1 ) . ص 286 آتشكدهء يزدان