تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اسلام مجسّم بود ) و وى از چشمه جوشان و بحر خروشان علوم و دانشهاى خدادادى رسول ( ص ) مىنوشيد سيراب مىشد و همانند بچه شتريكه از شير مادر او را بريده باشند و در چراگاه قدم‌به‌قدم از مادر متابعت كرده و در چريدن از او جدا نشود اين جوان از پيامبر خدا متابعت مىنمود و سرّ اينكه رسول خدا ( ص ) اينهمه به على بن ابيطالب علاقه داشت بخاطر اين بود كه حضرت به علم الهى كاملا توجه داشت و مىدانست كه در اين جوان ويژگيهاى و خصلتها و كمالات انسانى الهىاى وجود دارد كه احدى در آن كمالات با وى مشاركت ندارد ( نه اينكه براساس پسر عمو بودن يا بعدها داماد پيامبر شدن اين عنايات به او مىشد بلكه به لحاظ اليق الناس بودن على ( ع ) بود ) و بخاطر همين لياقتها بود كه حضرت ( ص ) درهائى از علم و حكمت را به روى على ( ع ) مىگشود كه از هردرى درهاى ديگر و از هراصلى فروع متنوع براى على ( ع ) آشكار و هويدا مىگشت ( كه خود فرمود : « علمنى رسول اللّه ( ص ) الف باب من العلم ينفتح لى من كل باب الف باب » يعنى پيامبر خدا هزار در از علم برويم گشود كه از هردرى هزار در گشوده مىشد . و در حقيقت يك ميليون باب علم در اختيار على گذاشته شد ) . تمام اين آموزشهاى ويژه به منظور اين بود كه على ( ع ) ظرف اسرار نبى ( ص ) و مخزن احكام و سنت پيامبر ( ص ) و در مدينه و شهر علم پيامبر و جانشين پيامبر در غيبت حضرت ( چه در زمان حيات كه از مدينه مسافرت مىفرمود و چه پس از رحلت ) . و خليفه پيامبر ( ص ) پس از ارتحال آنحضرت ، و پدر مهربان امت پيامبر ( ص ) و ولى و سرپرست هرمرد و زن مؤمن و مؤمنه ، و مولاى هركس كه پيامبر مولاى او است و قاضى و حاكم در دين و شرع پيامبر ( ص ) ، و برادر رسول
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 470 | على محمدى خراسانى