تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
شاهراه هدايت منحرف نگردند . و پيوسته در مسير تعليم و تربيت و تزكيه اصحابش كوشش داشت و طالب آن بود كه همه اصحاب رستگار شوند بويژه به كسانى كه داراى ايمان راسخ و ارزشهاى واقعى انسانى و تيزهوشى فراوان داشتند و زمينه‌هاى تكامل در آنها بيشتر بود از قبيل جناب سلمان ، ابى ذر و . . . عنايت بيشترى داشته و مانند استادى زبردست هرفردى را باندازهء لياقتش از كمالات بهره‌مند مىكرد و احدى از در خانه‌اش محروم برنمىگشت . امّا در ميان همهء صحابهء حضرت غلام و نوجوانى بود كه در عنفوان جوانى و اوّل بلوغ و يا مقارن آن به حضرت گرويده و خط او را دنبال مىكرد و باصطلاح پيرو خط پيامبر شده بود و در جوانى بار سفر بسته و از همه چيز گذشته و دل به حضرتش ( ص ) داده بود و تا زمان كهنسالى لحظه‌اى دست از يارى حضرتش برنداشته بود و . . . ( و آن جوان كسى غير از على بن ابيطالب عليهما السلام نبود ) كه پيامبر به دو عنايت ويژه‌اى داشت و رؤوس و كليات ابواب علوم را در اختيار او مىگذاشت « الغرة من كل شيئ اوله و معظمه و طلعته و كل ما بدا لك من وضوء او صبح فقد بدت غرته » و حكمت را به اين جوان تلقين مىكرد يكنوع تلقين كردنى ( يعنى سعى وافر داشته و مثل مادرى كه دانه‌دانه كلمات و حروف را در زبان كودك مىگذارد و شيوهء سخن گفتن را مىآموزد حضرت رسول با صبر و حوصله تمام حكمت و دانش را به اين جوان تلقين مىنمود ) . و در امر آموزش و پرورش و تهذيب و تزكيه اين جوان مبالغه نموده ( و فوق العاده جديت و كوشش بخرج مىداد ) و اين جوان پيوسته در افعال و اقوال و رفتارش به رسول خدا ( ص ) اقتدا مىنمود ( و قدم به قدم سيرهء رسول ( ص ) را در زندگى خود پياده مىكرد و
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 469 | على محمدى خراسانى