كه عمر گفته : رأى و سليقه خود و اجتهادات شخص خودتان را در برابر دين متهم كنيد و بدان پاىبند نباشيد و بدانيد كه رأى و اجتهاد ما حدس و گمان و تكلف و تمحّل و بيراههروى بيش نيست . و نيز دانشمندان شيعه به پيروى از ائمه معصومين ( ع ) استحسان را قبول ندارند و نيز كثيرى از فقهاء عامه و اهل سنت منجمله شافعىها و مالكىها منكر استحسان هستند و جملهء معروفهاى از امام محمد بن ادريس شافعى نقل شده كه او گفته : من استحسن فقد شرع يعنى هركس به استحسان تمسك كند بدعتگذارى كرده و خود شارع شده است بنابراين اكثريت مسلمين منكر استحسان و اقليتى مثبت آن هستند .
4 - ادلّه اقوال : جناب مصنف در اين كتاب اشارهاى به دلائل نافين و مثبتين استحسان نكرده و فقط اشارهاى جامع دارند به اينكه استحسان اگر از نوع ثانى باشد ( استحسان ضرورت ) داخل در مصالح مرسله بوده و بعدا ابطال خواهد شد و اگر از نوع اول باشد ( استحسان قياسى ) داخل در باب قياس بوده و در مبحث پيشين تفصيلا راجع به قياس بحث شد و تمام ادلّه مثبتين ابطال شد و علاوه بر آن از قول منكرين ادلّهاى اقامه شد .
پس به عقيدهء ايشان نيازى به بحث عليحده در اين باب نيست ولى تفصيل ادلّه طرفين و نفى و اثبات استحسان « 1 » بيان شده است و طالبين مراجعه كنند .
3 - مصالح مرسله
سوّمين منبع از منابع فقهى كه مورد اختلاف است در ميان مسلمين كه آيا
هامش
( 1 ) - كتاب المستصفى ، ج 1 .