قوله : و امّا ادلّة : ادلّهء منكرين قياس :
منكرين حجيت قياس اعم از گروههائى از عامّه و اهل سنت و عموم خاصه اوّلا نيازى به اقامهء دليل بر بطلان ندارند زيرا كه قوام حجيت به علم است و چيزى حجت است كه يا خود مفيد علم باشد و يا مستند و پشتوانهء علمى داشته باشد و قياس اينچنين نيست زيرا كه اوّلا مفيد علم نيست و ظنى است و ثانيا از آن ظنونى هم هست كه پشتوانه علمى ندارد .
و ثانيا بر فرض نيازى به دليل بر ردّ باشد از جوابهاى ما از سخنان عامه و طرفداران حجيت قياس خيلى چيزها روشن شد كه اصولا در احكام شرعيه جاى قياس نيست زيرا كه علم حقيقى به علت تامه حكم در اصل و فرع مخصوص صاحب شريعت است و . . .
و ثالثا ادلّه فراوان نقلى داريم مبنى بر ردّ قياس كه به چند مورد اشاره مىكنيم كه برخى از آنها از قول پيامبر اكرم نقل شده و شيعه و سنى قبول دارند و برخى از ائمه معصومين ( ع ) نقل شده است :
1 - بيضاوى كه از دانشمندان بزرگ عامه است در كتابش از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه حضرت فرمود : امت اسلامى در برههاى از زمان براساس كتاب خدا عمل خواهند كرد و در مدّتى براساس سنّت و برههاى از زمان هم براساس قياس و آنگاه كه در دين قياسى شدند گمراه گشتهاند ، دلالت اين حديث بر ردّ قياس صريح است و توجيهبردار هم نيست .
2 - امام فخر رازى در كتاب المحصول و به نقل از وى محقق قمى در قوانين در باب قياس از پيامبر اكرم ( ص ) چنين نقل كردهاند كه حضرت فرمود : به زودى
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٤٧