تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا »
. كيفيت استدلال : ايه به ما دستور داده كه اگر در امرى از امور نزاع كرديد بر شما واجب است كه آن را به خدا و رسول ارجاع داده و حكمش را از آنها بگيريد آنگاه خدا و رسول اصل هستند و موضوع متنازع فيه فرع است و بر ما واجب است كه اين فرع را به آن اصل ردّ كنيم و هذا هو القياس پس واجب است قياس كردن . جواب ما : آنچه از آيهء شريفه بذهن تبادر مىكند و متفاهم عرفى و ظهور آيه است اينكه : امت اسلامى و مسلمانان اگر در امرى از امور تنازع كرديد براى رفع نزاع بايد به كتاب خدا ( آيه فرمود :
« فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ »
ولى مىدانيم كه خدا جسم نيست و مسند و محكمهء قضائى ندارد كه نزد او رفته به رفع نزاع بپردازيم بلكه منظور مراجعه به كتاب خدا قرآن است ) و به رسول خدا ( ص ) در زمان حيات حضرتش ( ص ) و به سنّت آن حضرت و سخنان بيادگار مانده از حضرتش پس از وفات مراجعه كنيد و ريشهء نزاع را بسوزانيد يعنى ببينيد در رابطه با آن مسئله مورد نزاع نصوص قرآن و سنّت چه دستورى صادر مىكند و يا لااقل عمومات و مطلقات قرآن چه بيانه‌اى دارند و خلاصه امر را به آنها ارجاع دهيد نه به رأى و سليقهء شخصى خودتان در حالى كه قياس‌كننده موضوع متنازع فيه را به قرآن و سنّت ارجاع نداده بلكه به اجتهاد به رأى خود ارجاع داده و فلسفه‌اى را بافته و حكم موضوع ديگر را از آن استخراج كرده و كجاى اين مطلب در كتاب و سنّت وارد شده ؟ ج : قوله تعالى فى سورة يس :
« وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ »
.