گرديده و اين روايات كه متجاوز از پنجاه حديث مىباشد در كتاب وسائل الشيعه جلد هيجدهم ذكر گرديده است .
و امّا ادلّه قول ثانى : طرفداران حجيت قياس يعنى اكثريت اهل سنّت براى اثبات مدعاى خود به ادله اربعه يعنى كتاب ، سنت ، اجماع و حكم عقل تمسك كرده و از هركدام دلائلى اقامه كردهاند كه اهمّ آنها را نقل و نقد مىكنيم .
امّا الكتاب : از قرآن مجيد به آياتى چند استناد كردهاند كه جناب مصنف سه آيه را برگزيده و بحث كردهاند ( اينها اوضح دلالة بودهاند ) .
الف : قوله تعالى فى سورة الحشر : . . .
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ »
.
كيفيت استدلال : كلمهء اعتبار از مادّه عبرت و عبر است و اين مادّه به معناى عبور كردن آمده و معناى كلام اينست كه : واجب است بر شما عبور كنيد و توقّف نكنيد و لا ريب در اينكه قياس نوعى عبور است چون از اصل به فرع عبور كرده و به اصل اكتفا نمىكنيم پس به حكم آيه واجب است قياس كردن و حكم فرع را از اصل استخراج كردن .
جواب ما : آيهء شريفه ما را به عبرت گرفتن و پند و اندرزپذيرى امر كرده و
« فَاعْتَبِرُوا »
اى فاتعظوا و چه ربطى به قياس كردن دارد ؟
حال با زحمت بگوئيم از مادّه عبر است و آن هم به معناى عبور كردن و تجاوز است ولى هرگز اين معنا متبادر نيست آنكه متبادر است و شأن نزول آيه نيز همان را تأييد مىكند اينست كه اعتبار به معناى عبرت گرفتن است .
ب : قوله تعالى فى سورة النساء :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ