تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
آمده عرب مىگويد : قست الارض او الثوب بالذراع يعنى زمين يا جامه را اندازه گيرى كردم و مقدار و مساحت آن را تحصيل كرديم و به معناى مساوات نيز آمده : عرب مىگويد : فلان يقاس بفلان او لا يقاس يعنى فلانى با فلانى از حيث علم - مال و . . . برابر است يا قابل قياس نيست و . . . 3 - معناى اصطلاحى كلمه : براى قياس در اصطلاح فقهاء شيعه و سنى تعاريف فراوانى ذكر شده و كافى است به كتاب المستصفى غزالى جلد دوّم و كتاب مفاتيح الاصول مرحوم سيّد طباطبائى مراجعه شود تا با انواع و اقسام تعريفها آشنا شويد و البتّه همهء آنها مشيريه يك حقيقت بنام قياس است منتها هرعالمى كوشيده تا تعريف جامعتر و رساترى را عرضه كند يكى از آن تعريفات كه مصنف برگزيده اينست : القياس الحاق واقعة لا نص على حكمها بواقعة و رد نص بحكمها فى الحكم الذى ورد به النص لتساوى الواقعتين فى علة هذا الحكم . ترجمه : قياس عبارتست از ملحق ساختن يك واقعه و موضوعى كه نص خاصى بر حكم آن نرسيده به يك واقعه و موضوع ديگرى كه حكم آن منصوص است ، آن اولى را به اين دوّمى ملحق كنيم در حكمى كه براى اين دوّمى وارد شده و جهت الحاق عبارتست از تساوى هردو موضوع در علت و فلسفه واقعى آن حكم . توضيح اينكه : فرض كنيد دو يا چند موضوع داريم كه يكى از آنها حكمش منصوص است و فلسفهء آن حكم را بدست آورده‌ايم يا از راه نص خود دليل و يا از راه استنباط و محاسبات عقليه و يا از راه اولويت سپس ملاحظه كرده‌ايم كه همين فلسفه در موضوع ديگر هم هست پس حكم اين موضوع منصوص را به موضوع فاقد نص سرايت داده‌ايم و دوّمى را عطف بر اولى كرده‌ايم .