تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
موارد و مصاديق حكم عقلى فراوان است و جابجا از آن استفاده مىشود منتها عقل ظنى و قياسى نه بلكه عقل قطعى كه حجيت قطع ذاتى آنست و ماوراء آن حجتى نيست تا قطع بدان منتهى شود . حال مصنف مىفرمايد : ما تابحال در لابلاى خطوط و صفحات اين كتاب به تفصيل پيرامون هريك از اين منابع چهارگانه با شما گفتگو كرده‌ايم و اينك در اين بخش پايانى كتاب جهت اتمام فائده و اكمال غرض ( كه همان نيل به ادلّهء احكام است ) پاره‌اى از منابع ديگر اجتهاد و استنباط را كه البتّه مختلف فيها است مطرح نموده و به تجزيه و تحليل آنها مىپردازيم و در حقيقت دامنهء منابع اصلى احكام را از اين منابع جعلى پاكسازى مىكنيم و اين منابع را نوعا اهل سنت پذيرفته و فراوان در فقه و استنباط از آن استفاده مىكنند ولى عند الاماميه مردود شناخته شده و ارزشى ندارند و اهمّ آنها كه در اين كتاب ذكر مىشود عبارتند از : 1 - قياس 2 - استحسان 3 - مصالح و مرسله و . . .

1 - القياس

يكى از آن منابع مورد اختلاف شيعه و سنى عبارتست از قياس در رابطه با قياس مباحثى چند مطرح است كه به ترتيب ذكر مىشود : 1 - ريشه صرفى كلمه : قياس هم مصدر دوّم ثلاثى مجرّد استعمال شده : قاس يقيس قيسا و قياسا و هم مصدر ثلاثى مزيد از باب مفاعله استعمال شده : قايس يقايس مقايسة و قياسا و اولى مناسبتر است و اسم فاعلش قايس است . 2 - معناى لغوى كلمه : قياس در لغت عرب به معناى تقدير و اندازه‌گيرى