نه مخير و آزادند ؟ يا در تقليد از اعلم آزادند نه در اصل تقليد ؟ واضح است كه دوّمى مراد است زيرا كه اولى با مذاق شرع و ادلّهايكه آورديم سازگار نيست و قطعا اصل تقليد واجب است ولى تقليد از اعلم اختيارى است و شما مىتوانيد از هرفقيهى كه واجد شرائط مذكور در روايت باشد تقليد كنيد .
و از روايت عبد العزيز بن مهدى در رابطه با يونس بن عبد الرحمن مستفاد است كه اصل مسئله تقليد از ثقه و قبول قول او مفروغ عنه و مسلّم و ريشه در اذهان آنها داشت و امام ( ع ) هم آن را تقرير كرد و نفرمود و ثاقت كافى نيست بلكه اعلميت لازم است و هذا اعظم حجة على الكفاية من دون حاجة الى الاعلمية .
قوله : و حاصل الامر : خلاصهء كلام اينكه هركس با چشم بصيرت و با تيزبينى و دقتنظر ( نه سرسرى و سطحى نگريستن ) در اخبار باب تقليد مطالعه نمايد خواهد يافت كه دلالت اخبار صريح و واضح است در اينكه ملاك تقليد عبارتست از علم و فقاهت و تقوى و ورع و امّا اينكه اعلم و افقه هم باشد دليلى ندارد و دليل اين استفاده اينست كه همهء روايات اطلاق داشت و با اينكه امام ( ع ) در مقام بيان بود معذلك بقول مطلق فرمود از فقهاء جامع شرائط و راويان حديث ما تقليد كند و قيد نكرد كه از اعلم باشد و اگر لازم بود حتما مقيد مىكرد و حيث اينكه نكرده به اصالة الاطلاق تمسك مىكنيم و حكم به عدم مىكنيم .
ان قلت : شايد مصلحت ايجاب كرده تأخير بيان را پس ما بايد احتياط را از دست نداده و به سراغ اعلم برويم .
قلت : كدامين مصلحت ؟ كدامين تأخير بيان ؟ آخر تأخير بيان هم حدّ و حدودى دارد تا چه زمانى ائمه ( ع ) اين بيان را تأخير مىاندازند ؟ آيا زمان ظهور ولىّ
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٦